{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدم

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
به هرکس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم ، نمی از عشق می بینم
مرا میساختند ای کاش ، از آب و گلی دیگر
طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر
به دنبال کسی جا مانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر
به دریا میزنم شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
دیدگاه ها (۶)

سلام عصر آدینه تون بخیر وخوشی

...

عشق از آغاز مشکل بود و آسانش گرفتتا که در اوج بهاران برگریزا...

که در کوی   تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشید منیری...

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدمکه چشمان تو می افتند ...

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدمکه چشمان تو می افتند ...

من از روزی که دلبستم به چشمان تو میدیدمکه چشمان تو می افتند ...

به دریا می‌زنم ، شاید به سوی ساحلی دیگر ..!مگر آسان نماید مش...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگر مگر آسان نماید مشکلم...

.به دریا می‌زنم! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط