گل یخ:
گل یخ:
مو که دل بسته کوه و دشتم عاشقم،عاشق سیر و گشتم
دختری ز ایل بختیاریوم با صفا همچو گل بهاریوم
چین و واچین داره پیرهن تنم گل می ریزه جای حرف از دهنم
مو که سردار همه ی زنونم رهسپار کوه پازنونم
مادیون سم طلایی زین کنم سر راه دلبرم کمین کنم
باز دوباره عید اومد،بهار اومد نومزدم با یک قطارسووار اومد
دختر باشکوه بختیاری
این شعر برای توست.
این ترانه پیشکش به چشمان زیبای توست.
این همه واژه برای شکوه و عظمت وصف ناپذیر توست.
بگذار بابونه ها به شعرم رنگ دهند
بگذار گل های شبدر به اشتیاقت بشکوفند.
بگذار قدم که بر می دارم
پیوسته از نجابتت حرف بزنم .
دختر خاموش بختیاری !
دست هایت را برای چیدن شکوفه های عشق
پیش بیاور.
می خواهم برای مژگان میترایی تو
قصیده ای عمیق بسرایم.
می خواهم شکوه کوهستان را در جلوه چشم های تو نظاره کنم
بگذار قافیه های پراکنده شعرم
با میخک موهایت مرتب شود.
بگذار کوهستان
در خنده های عمیقت غرق شود.
دختر شب های بلند
و روزهای کار و کوشش !
دنیا ایستاده است تا شکوه تو را
به نمایش بگذارد.
دنیا می خواهد خورشید را پیشکش پیشانی بلندت
و چشم های شراب آگینت بنماید.
و ماه مصمم شده است در حوض افکار روشن تو
نور بیفشاند.
تماشا کن ! چگونه ستارگان درامتداد چشمان زیبایت می رقصند
و ترانه سر می دهند.
دختر نجیب بختیاری !
دست هایت را به دست های عشق بسپار
و قلبت را به جریان رودها واگذار.
بگذار اندوه شبانگاهیت را ستارگان بدزدند
و رنج های ناپیدایت را
به دره ها بسپار.
به حرمت اندیشه نابت قلم از نوشتن باز می ماند
و عقل متحیر سر به گریبان کشیده است.
دختر بختیاری ! عشق با تو معنا می گیرد
و به تو ختم می شود.
عشق آهنگ همیشگی قلب شکوهمند توست.
آری دختر ایل دوستت می دارم ...⚘
تقدیم به شیر دختران ایل زیبای بختیاری....
مو که دل بسته کوه و دشتم عاشقم،عاشق سیر و گشتم
دختری ز ایل بختیاریوم با صفا همچو گل بهاریوم
چین و واچین داره پیرهن تنم گل می ریزه جای حرف از دهنم
مو که سردار همه ی زنونم رهسپار کوه پازنونم
مادیون سم طلایی زین کنم سر راه دلبرم کمین کنم
باز دوباره عید اومد،بهار اومد نومزدم با یک قطارسووار اومد
دختر باشکوه بختیاری
این شعر برای توست.
این ترانه پیشکش به چشمان زیبای توست.
این همه واژه برای شکوه و عظمت وصف ناپذیر توست.
بگذار بابونه ها به شعرم رنگ دهند
بگذار گل های شبدر به اشتیاقت بشکوفند.
بگذار قدم که بر می دارم
پیوسته از نجابتت حرف بزنم .
دختر خاموش بختیاری !
دست هایت را برای چیدن شکوفه های عشق
پیش بیاور.
می خواهم برای مژگان میترایی تو
قصیده ای عمیق بسرایم.
می خواهم شکوه کوهستان را در جلوه چشم های تو نظاره کنم
بگذار قافیه های پراکنده شعرم
با میخک موهایت مرتب شود.
بگذار کوهستان
در خنده های عمیقت غرق شود.
دختر شب های بلند
و روزهای کار و کوشش !
دنیا ایستاده است تا شکوه تو را
به نمایش بگذارد.
دنیا می خواهد خورشید را پیشکش پیشانی بلندت
و چشم های شراب آگینت بنماید.
و ماه مصمم شده است در حوض افکار روشن تو
نور بیفشاند.
تماشا کن ! چگونه ستارگان درامتداد چشمان زیبایت می رقصند
و ترانه سر می دهند.
دختر نجیب بختیاری !
دست هایت را به دست های عشق بسپار
و قلبت را به جریان رودها واگذار.
بگذار اندوه شبانگاهیت را ستارگان بدزدند
و رنج های ناپیدایت را
به دره ها بسپار.
به حرمت اندیشه نابت قلم از نوشتن باز می ماند
و عقل متحیر سر به گریبان کشیده است.
دختر بختیاری ! عشق با تو معنا می گیرد
و به تو ختم می شود.
عشق آهنگ همیشگی قلب شکوهمند توست.
آری دختر ایل دوستت می دارم ...⚘
تقدیم به شیر دختران ایل زیبای بختیاری....
- ۱۰.۲k
- ۲۸ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط