صبح ، مِه ، باران ، اَبر ، نگاه ، خاطره

صبح ، مِه ، باران ، اَبر ، نگاه ، خاطره
در من ترانه‌ای نبود ،
تو خواندی ؛
در من آینه‌ای نبود ،
تو دیدی . .
ریشه‌ای بودم در خواب‌ِ خاك‌های متبرك
بی باران ،
در نگاه تو سبز شدم :)! 🍃
🌺🌺🌺
دیدگاه ها (۰)

رها🍂 یک قرار پاییزی با تو می خواهمزیر آسمانی ابریمیان بوی خا...

خورشید جاودانه‌ی من! ای بهار من!ای آخرین پیامبر روزگار من!ای...

🌧️🌿 نوشهر زیر باران، تماشایی‌تر از همیشه... 😍☔⛰️🌧️ وقتی بارا...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

جاده بی راهه

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

کپشن ✍️اصفهان را همه با پل‌های تاریخی‌اش، با شکوهِ معماری‌اش...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط