{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی.
آنقدر محو که یکدم مژه برهم نزنی.
مژه برهم نزنم تاکه ز دستم نرود.
ناز چشم تو بقدر مژه برهمزدن است..............
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

.❥჻ᭂ࿐✰‎♦️ ⊰. *حاکم شهر دلم , کاش، امانم ،بدهیحاضرم میرم اگر ...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟عاش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

پارت پنج

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط