{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گــر مـرغ پـریـشان شــدم ، بال و پرم نبست

گــر مـرغ پـریـشان شــدم ، بال و پرم نبست
بـا کـولـه ی انـدوه ، کـسی هــمسفـرم نیست

در کلبـه ی تــاریک دلــم ، شـــمــع بـیافــروز
ز آن پیــش کــه آئـی و ببینی اثــرم نـیســت

از دوریــت انــگـــار دلــم خـیره بـه در شـــد
جــز گریه ی بی وقـفه نصیب نـگـرم نیست

گاهــی بــه نـمـازی که روم کـنـج خــرابـــات
جـز جلـوه ای از چشـم سیه در نظرم نیـست

در پـرســه ی چشـمان تـو ازخـویـش گذشتم
جز نـور رخت هیچ دراین دور وبـرم نـیسـت

در کـوچــه و بازار شــدم مـست وغـزلـخــوان
شب را چه کنم ، کــوی تـو یارا گذرم نیست

از شـاخـه ی خـشکی کـه از آن خــاطـره دارم
آن میوه ی تلخی است که هیچش ثمرم نیست..
🌼🍁
دیدگاه ها (۱)

.🌷 بسم اللّه الرّحمن الرّحیم🌷 ..قصد کرده است تمام جگرم را بب...

غزل عاشقانه زیبا....شماره (5).....دل ربودم ز كسي و ز خودم دل...

روح‌َم مملو از خستگی‌ست!جسمم گشته بی‌جان!ذهن‌َم درگیر، گمراه...

توران صمدانی

بهمن زدوار شاعر تهرانی

فاطمه ساکی

رمان گناهکار قسمت اولز این دل را کسی صاحب نیستاگر باشد پس کس...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

دوش دیدم که مرا گریه کنان می بردندفارغ از خویش به آنسوی زمان...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتاد چهارآن مرد رفت؛ وقتی که باران نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط