{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گُل گرفت

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گُل گرفت
خانه ات آباد ، کین ویرانه بوی گُل گرفت
---
از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم
زلف خود را شانه کردی ، شانه بوی گُل گرفت

---
پرتو رنگ رخت با آن گل افشانی که داشت
در زیارتگاه دل ، پروانه بوی گُل گرفت

---
لعل گل رنگ تو را تا ساغر و می بوسه زد
ساقی اندیشه ام ، پیمانه بوی گُل گرفت


---
عشق بارید و جنون گل کرد و افسون خیمه کرد
تا به صحرای جنون ، افسانه بوی گُل گرفت


---
از شمیم شعر شور انگیز آتش عاشقان
ساقی و ساغر ، می و میخانه بوی گُل گرفت
دیدگاه ها (۱)

تقصیر ماست غیبت طولانی شما بغض گــلو گــــرفته پنـهانی شما ب...

گل نرگس چه شود بوسه به پایت بزنم تابه کی خسته دل از دور صدای...

روزگاری شهر ما ویران نبود دیــن فروشی انقدر ارزان نبود نغمه ...

می دانی آقا... نیامدن شما از نبودنتان دردناک تر است... نبو...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه ات آباد کین ویرانه ب...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه ات آباد کین ویرانه ب...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه ات آباد که این ویران...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه ات آباد کاین ویرانه ...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد کاین ویرانه ...

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد کاین ویرانه ...

یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد، کاین ویران...

یک نفس با ما نشستی، خانه بوی گل گرفتخانه‌ات آباد، کاین ویران...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط