ميخواهم امروز را جور دیگری اغاز کنم ...
ميخواهم امروز را جور دیگری اغاز کنم ...
با دستهایی که از هیچ لبریز است ....
و پاهایی که زمین را ارام در اغوش گرفته است همانطور لرزان و بی پناه امروز میخواهم جعبه حسرت هایم را باز کنم ...
تا شاید نگاه دخترکی که از شیشه شک هایش...
عروسک خاک خورده مردم را پاک می بیند دل خوش شود ..
می خواهم دنیا رو مچاله کنم تا شاید گوشه های زبر و زخمی اش خوب نمایان شود می خواهم خواستن را صرف کنم ...
امروز جور دیگری را شروع کرده ام ...
می خواهم قلمم را سیراب کنم تا دیگر بهانه نوشتن نگیرد ...
امروز از صبح می خندم تا جای خالی خندههایی که24 سال ...
غم ها به غارت برده بودند پر شویم مى خواهم سکوت شب را بشکنم و فریاد بزنم
کاش بتوانم ...
با دستهایی که از هیچ لبریز است ....
و پاهایی که زمین را ارام در اغوش گرفته است همانطور لرزان و بی پناه امروز میخواهم جعبه حسرت هایم را باز کنم ...
تا شاید نگاه دخترکی که از شیشه شک هایش...
عروسک خاک خورده مردم را پاک می بیند دل خوش شود ..
می خواهم دنیا رو مچاله کنم تا شاید گوشه های زبر و زخمی اش خوب نمایان شود می خواهم خواستن را صرف کنم ...
امروز جور دیگری را شروع کرده ام ...
می خواهم قلمم را سیراب کنم تا دیگر بهانه نوشتن نگیرد ...
امروز از صبح می خندم تا جای خالی خندههایی که24 سال ...
غم ها به غارت برده بودند پر شویم مى خواهم سکوت شب را بشکنم و فریاد بزنم
کاش بتوانم ...
- ۱.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط