P4
P4
*ویو راوی*
بلیط رفتن به شانگهای و دیدن مسابقه ی بی تی اس و سی کی که تیم دوست پسر سابقته ، ۲ روز مونده بود . فردا صبح تصمیم گرفتی بری برای ملاقات نامجون توی استودیو ی المپیک
*پرش مکانی و زمانی به فردا در استودیو *
کلی آدم و خبرنگار بیرون ساختمون وایساده بودن و منتظر بی تی اس بودن . ا.ت رفت تو و از طریق عکس پروفایلی که آر ام بهش پیام داده بود ، دنبالش میکرد ... نامجون رو پیدا کرد و رفت سمتش
(نامجون ، آر ام : مدیر تیم بی تی اس /ساقی طلایی / کارشناس خطا و پنالتی )(آر ام: + ا.ت: _)
+سلام . تو ا.ت هستی درسته؟
_ نامجون، آر ام ؟
+ اره خودمم . بهت پیام داده بودم . مدیر تیم بی تی اس
_ سلام آقای نامجون
+بیخیال تعارفات ، ما کلا راحتیم میتونی صدام کنی آر ام . بیا اینم کارت اتاقت (بچه ها ا.ت قرار بود توی اون ساختمون بمونه چند شب . البته توی یه طبقه ی جدا)
_ ممنون ... راستی میخواستم... بدونم...
+خنده ی ریز*
_جونگکوک شی و بقیه هم اینجا اقامتشونه؟
+ اره ولی الان نیستن . برای مسابقه ی تمرینی بیرون رفتن ...میخوای ببینیشون؟
_نه نه نه . اصلا ( دستپاچه)
+(تعجب) چرا نه؟ کاراموزای قبلی تا میومدن سریع میخواستن جونگکوک و بقیه رو ببینن
_ البته که منم میخوام ببینمشون ولی...* آروم: امروز موهام خیلی کثیفه...
+ خنده*
داشتین صحبت میکردین که دیدین هجومی از خبرنگارا به سمت در حمله ور شدن.
_ انگار بازدید تور اومدن !
+ نمیدونم رسانه ها از کجا خبر دار شدن که یونگی میخواد از بازی کردن کناره گیری کنه! برای همین حسابی دیوونه شدن ، میخوان خبرای داغ روزنامه دستشون بیاد!
_ یونگی کناره گیری میکنههه؟؟ به خاطر مصدومیت دستش ؟
+ (تکون دادن سر*) اره..
_ وای خدا حیف یونگی...
+ بخاطر همین به تو احتیاج داریم ا.ت . راجبش فکر کردی؟ میخوای عضو بی تی اس بشی؟
_ ام...
+ اشکال نداره خوب فکراتو بکن . عجله ای نیست . ولی بدون عضویت توی تیممون بزرگترین خبر سال میشه!
_ این حرفو نزن . خبر بزرگ رسانه ها مو شونو شسته و از آشنا شدن با مردم میترسه !
(پرش مکانی به بیرون ساختمان*)
طرفدارا داشتن اسم اعضا رو داد میزدن که اتوبوس رسید و اعضا یکی یکی پیاده شدن
(تهیونگ : دیوونه ی بدن سازی/ بهترین بازیکن انفرادی ، دیر واکنش نشون میده )
(جین : گل پسر ! تجهیزات یاب/ قدرت محافظت عالی )
(جیمین : عاشق هله هوله ! بازیکن پشتیبان/ خرس تنبل و کوالای تیم)
(مین یونگی : بازیکن میانی طلایی/ پسر یخی)
پسرا داشتن میرفتن که خبرنگارا جلوی یونگی رو گرفتن..
ادامه دارد..
*ویو راوی*
بلیط رفتن به شانگهای و دیدن مسابقه ی بی تی اس و سی کی که تیم دوست پسر سابقته ، ۲ روز مونده بود . فردا صبح تصمیم گرفتی بری برای ملاقات نامجون توی استودیو ی المپیک
*پرش مکانی و زمانی به فردا در استودیو *
کلی آدم و خبرنگار بیرون ساختمون وایساده بودن و منتظر بی تی اس بودن . ا.ت رفت تو و از طریق عکس پروفایلی که آر ام بهش پیام داده بود ، دنبالش میکرد ... نامجون رو پیدا کرد و رفت سمتش
(نامجون ، آر ام : مدیر تیم بی تی اس /ساقی طلایی / کارشناس خطا و پنالتی )(آر ام: + ا.ت: _)
+سلام . تو ا.ت هستی درسته؟
_ نامجون، آر ام ؟
+ اره خودمم . بهت پیام داده بودم . مدیر تیم بی تی اس
_ سلام آقای نامجون
+بیخیال تعارفات ، ما کلا راحتیم میتونی صدام کنی آر ام . بیا اینم کارت اتاقت (بچه ها ا.ت قرار بود توی اون ساختمون بمونه چند شب . البته توی یه طبقه ی جدا)
_ ممنون ... راستی میخواستم... بدونم...
+خنده ی ریز*
_جونگکوک شی و بقیه هم اینجا اقامتشونه؟
+ اره ولی الان نیستن . برای مسابقه ی تمرینی بیرون رفتن ...میخوای ببینیشون؟
_نه نه نه . اصلا ( دستپاچه)
+(تعجب) چرا نه؟ کاراموزای قبلی تا میومدن سریع میخواستن جونگکوک و بقیه رو ببینن
_ البته که منم میخوام ببینمشون ولی...* آروم: امروز موهام خیلی کثیفه...
+ خنده*
داشتین صحبت میکردین که دیدین هجومی از خبرنگارا به سمت در حمله ور شدن.
_ انگار بازدید تور اومدن !
+ نمیدونم رسانه ها از کجا خبر دار شدن که یونگی میخواد از بازی کردن کناره گیری کنه! برای همین حسابی دیوونه شدن ، میخوان خبرای داغ روزنامه دستشون بیاد!
_ یونگی کناره گیری میکنههه؟؟ به خاطر مصدومیت دستش ؟
+ (تکون دادن سر*) اره..
_ وای خدا حیف یونگی...
+ بخاطر همین به تو احتیاج داریم ا.ت . راجبش فکر کردی؟ میخوای عضو بی تی اس بشی؟
_ ام...
+ اشکال نداره خوب فکراتو بکن . عجله ای نیست . ولی بدون عضویت توی تیممون بزرگترین خبر سال میشه!
_ این حرفو نزن . خبر بزرگ رسانه ها مو شونو شسته و از آشنا شدن با مردم میترسه !
(پرش مکانی به بیرون ساختمان*)
طرفدارا داشتن اسم اعضا رو داد میزدن که اتوبوس رسید و اعضا یکی یکی پیاده شدن
(تهیونگ : دیوونه ی بدن سازی/ بهترین بازیکن انفرادی ، دیر واکنش نشون میده )
(جین : گل پسر ! تجهیزات یاب/ قدرت محافظت عالی )
(جیمین : عاشق هله هوله ! بازیکن پشتیبان/ خرس تنبل و کوالای تیم)
(مین یونگی : بازیکن میانی طلایی/ پسر یخی)
پسرا داشتن میرفتن که خبرنگارا جلوی یونگی رو گرفتن..
ادامه دارد..
- ۳.۰k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط