بعضی وقتا آدما الماس تو دست دارن،

بعضی وقتا آدما الماس تو دست دارن،
بعد چشمشون به یه گردو می افته،
خم میشن تا گردو رو برداران،
الماسه می افته تو شیب زمین،
غل میخوره و تو عمق چاهی فرو می ره،
می دونی چی می مونه؟
یه آدمو یه دهن باز،
یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت.
دیدگاه ها (۸)

بعضی وقتا آدماالماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ا...

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

عاشقانه های شبنم

dark life = 31

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت دوم: سایه‌ی تهدید و نگاه‌های مرم...

,بعصی وقتا ادما الماسی تو دست دارند بعد چشمشون به یه گردو می...

بعضی وقتا آدما الماسی تودست دارن، بعدچشمشون به یه گردو می اف...

بعضی وقتا آدما الماسی تودست دارن، بعدچشمشون به یه گردو می اف...

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط