{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جزيره سبز و گاو غمگين

جزيره سبز و گاو غمگين
جزيره سرسبز و پر علف است كه در آن گاوي خوش خوراك زندگي مي كند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را مي خورد و چاق و فربه مي شود. هنگام شب كه به استراحت مشغول است يكسره در غم فرداست. آيا فردا چيزي براي خوردن پيدا خواهم كرد؟
او از اين غصه تا صبح رنج مي برد و نمي خوابد و مثل موي لاغر و باريك مي شود. صبح صحرا سبز و خُرم است. علف ها بلند شده و تا كمر گاو مي رسند. دوباره گاو با اشتها به چريدن مشغول مي شود و تا شب مي چرد و چاق و فربه مي شود. باز شبانگاه از ترس اينكه فردا علف براي خوردن پيدا مي كند يا نه؟ لاغر و باريك مي شود. ساليان سال است كه كار گاو همين است اما او هيچ وقت با خود فكر نكرده كه من سال هاست از اين علفزار مي خورم و علف هميشه هست و تمام نمي شود، پس چرا بايد غمناك باشم؟
مثنوي معنوي
دیدگاه ها (۲)

عشق منطقیجوان فکر می‌کرد دختر او را دوست دارد. دختر از اول م...

غيبت و شايعهزنی شایعه ای درباره همسایه اش را مدام تکرار کرد....

توافـق.....روزگاری در اولیـن صبح عروسی ، زن و شوهـری توافق م...

تلفن های شبانهیک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری...

داستان کوتاه و خواندنی جزیره سبز و گاو غمگین: جزیره ای پر عل...

داستانی از مثنوی....جزیره سرسبز و پر علف است که در آن گاوی خ...

مثنوی یک قصه‌ای دارد حکایت یک گاو است که از صبح تا شب، توی ی...

مثنوی یک قصه‌ای دارد حکایت یک گاو است که از صبح تا شب، توی ی...

مثنوی یک قصه‌ای دارد بس زیبا و ارزشمندحکایت یک گاو است که از...

مثنوی یک قصه‌ای دارد بس زیبا و ارزشمند حکایت یک گاو است که ا...

🔅#پندانه✍ گاهی پارو نزن و منتظر موج بعدی باش🔹مثنوی یک قصه‌ای...

تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخورد بپرسد ناهار چه ...

مریم سمیع زادگان|  تا به حال با کسی همسفر شده‌اید، صبحانه بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط