{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
دلَم عاشقانه‌ای میخواهد،
به سَبک
مادربُزرگ پدربزرگ هایِمان!
من آن مرد خَسته از کار باشم؛
وَ تو آن خاتون خانه که برایَم چای میریزی ...
من مَست گُل‌های پیراهنَت باشم؛
و تُو آن هَمدمی که خستگی را از تَنم بیرون میکنی ...
زندگی با تُو حال و هوایِ خودش را دارد❤

#مهدی_ریحانی
دیدگاه ها (۸)

از کجای داستان شروع کنم :این که چگونه لبخند شدی برایمو چگونه...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏یک ماه گذشت.الین دیگر به عمار...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط