بوستان قیطریه در گذشته باغی متعلق به خواهر تنی #ناصرالدین‌شا...

...سکوتی که تو را نداردهیاهوی پرماجرای عقل و دل است!عقل می‌گ...

...با خیال تو، گرم گفتگو بودم که برف رد پایت را پوشاند#دلنوش...

...همچون تکدرخت دور افتاده از جنگل سبز تو ام،بگو با ترکیب تن...

...تو از کدامین پاییزی که اینگونه در هوای من پیچیده ای؟هم هس...

...بیا به باران تکیه کن،واین پرسه را با من قدم بزن!#دلنوشته_...

...پاییز رفته است،اما عاشقانش هنوز باور ندارندآری، وفاداری د...

...نمیدانم کدامین پل مرا به تو میرساند؟صدایم کن،اینبار بلندت...

...نه خزان پاییزنه سرمای زمستاننه راه بی انتهانه خستگی پاهاه...

...حال عجیبی است،از دلتنگی خاطره ای به خاطره دیگر پناه بردن!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط