سال قبل دقیقا همین روز بود ...ماتو خونه بودیم اما مامانم
سال قبل دقیقا همین روز بود ...ماتو خونه بودیم اما مامانم و بابام به خواهرم و دامادمون رفته بودن بیمارستان...
ما خیییلی خوشحال بودیم...هر یک ربع یه بار هم زنگ میزدیم به مامانم ازش میپرسیدیم این فسقلی ما به دنیا اومد یا نه!!!!
تقریبا همین ساعت ها بود خدا این فرشته کوچولو رو زمینی کرد ...
کاتیای عزیزم سالروز زمینی شدنت رو تبریک میگم و برات هزاران آرزوهای خوب می کنم و درسته این که زمینی شدی اما ازت میخام همیشه فرشته بمونی...
تولدت مبارک عزیزم...
ما خیییلی خوشحال بودیم...هر یک ربع یه بار هم زنگ میزدیم به مامانم ازش میپرسیدیم این فسقلی ما به دنیا اومد یا نه!!!!
تقریبا همین ساعت ها بود خدا این فرشته کوچولو رو زمینی کرد ...
کاتیای عزیزم سالروز زمینی شدنت رو تبریک میگم و برات هزاران آرزوهای خوب می کنم و درسته این که زمینی شدی اما ازت میخام همیشه فرشته بمونی...
تولدت مبارک عزیزم...
- ۲.۶k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط