{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P12

P12
تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگذشت،در این مدت،توی کمپانی گاهی که با جیمین تنها میشد باهاش کمی صحبت میکرد،جیمین درکش میکرد و معمولاً قضاوتش نمی‌کرد و این براش ارزشمند بود،توی خونه هم رفتاراش زیاد تغییر نکرده بود کلا هم ا/ت هم جیمین حفظ ظاهر میکردن،امروز استادانی که توی کمپانی باهاشون کلاس داشت مرخصی رفته بودن،از کوچه کنار مدرسه رد شد،همانطور هم با دوستش رینو تلفنی صحبت میکرد،ا/ت گفت:پس همه رو بیرون کردن.رینو گفت:آره چون استاد کیم و استاد کارما نیومده بودن گفتن برگردین خونه هاتون،منم الان جلو کمپانی ایستادم تا مامانم برسه.ا/ت گفت:پس لزومی نداره من بیام.رینو گفت:اگه خیلی دلت میخواد با مسئول بخش رودررو بشی بیا.ا/ت بلند خندید،مسئول بخش مرد بداخلاقی بود،ا/ت از رینو خداحافظی کرد،به سر خیابون رسید،اگه از خیابان روبه‌رویی مستقیم می‌رفت به خونه خودشون می‌رسید اما،اون به سمت راست پیچید و وارد خیابان دیگه ای شد،خیابانی که توی یکی از کوچه هاش ویلای جیمین بود،بعد چند دقیقه به کوچه ویلای جیمین رسید،جلوی در ویلا جینا ایستاده بود و با تلفنش صحبت میکرد،جینا چینی صحبت میکرد ا/ت متوجه حرفهاش نمیشد،جینا با دیدن ا/ت بلافاصله تلفن رو قطع کرد و سمت ا/ت رفت و بغلش کرد،اروم گفت:چطوری جوجه؟ا/ت لبخندی زد و گفت:ممنونم.جینا گفت:دوست پسر چینی من میخواد بیاد کره اما من اصلاً نمیخوام،میخوام کریسمس خودم باشم،حالا ولش،امروز نرفتی کمپانی؟ا/ت گفت:نه،استادانی که باهاشون کلاس داشتم مرخصی رفتن،گفتم اگه برم خونه خودمون هم تنها میشم چون بابام سرکاره گفتم بیام اینجا.جینا گفت:خوب کردی،چون به کریسمس نزدیکه همه میرن مسافرت و باعث میشه همه مرخصی بگیرن،امروز جیمین هم فقط سر یه صحنه فیلمبرداری رفت و برگشت اونم نرفته کمپانی.ا/ت گفت: آچا خونه‌اس؟جینا گفت:نه ساعت۲ از مدرسه برمیگرده الان ساعت ۱۲هست.بعد جینا با لبخند نسبتا شیطانی گفت:ولی جیمین خونه‌اس،منم یه سر به رستوران میرم برمی‌گردم مراقبت هم باشین.ا/ت لبخندی زد،وارد ویلا شد،توی سکوت حرکت میکرد تا جیمین متوجه حضورش نشه،وارد پذیرایی شد،پذیرایی با نور خورشیدی که از پنجره های باز می‌تابید روشن بود،داخل پذیرایی با گام های آروم حرکت کرد،یهو چشمش به میز کوچولوی گوشه دیوار افتاد همون میزی که روش یدونه آباژور بود،اما الان مقابل آباژور سه‌تا قاب عکس جدا بود،نزدیک قاب عکس رفت و به عکسا نگاه کرد،عکسا همون عکس هایی بودن که یکسال قبل وقتی که آچا گفته بود بریم شهر‌بازی،جینا نتونسته بود بره به‌جای جینا ا/ت باهاشون رفته بود،عکس جیمین آچا کنار هم کنار دریاچه ایستاده بودن،عکس ا/ت و آچا که باهم روی تاب بزرگ نشسته بودن،عکس سه‌تایی اونا که باهم جلوی ورودی ایستاده بودن،ا/ت لبخند زد،جیمین می‌تونست فقط عکس خودش و دخترش رو قاب کنه ولی اینکه هر سه عکس رو قاب کرده بود و روی میز گذاشته بود ارزش زیادی داشت،همانطور که ا/ت به عکسا نگاه میکرد،جیمین وارد پذیرایی شد،وقتی از ورودی وارد پذیرایی شد،با دیدن موهای فرفری دم اسبی فهمید که ا/ت اومده،اروم نزدیک ا/ت رفت و کنار گوشش زمزمه کرد: خوشگل خانوم به چی خیره شده؟ا/ت ترسید ولی خودشو کنترل کرد که نیوفته،سمت جیمین برگشت و گفت: ببخشید،راستش،گفتم مزاحم نشم ولی خب،خونه تنها بودم.جیمین ا/ت رو بغل کرد،ا/ت سرش رو به سینه جیمین تکیه داد،جیمین آروم گفت:خوب کردی عزیزم،دلم برات تنگ شده بود.ا/ت از جیمین جدا شد و سمت عکس ها برگشت و عکسی که سه‌تایی ایستاده بودن رو برداشت و گفت:این عکسا رو تازه گزاشتی اینجا؟جیمین آروم گفت:آره دیروز با آچا گزاشتیم.ا/ت به عکس نگاه کرد و لبخند کمرنگی زد،جیمین از پشت ا/ت رو بغل کرد و چانه‌اش رو به شانه ا/ت تکیه داد و گفت:دلم میخواست بین این عکسا عکس دوتامون کنار هم نیز باشه،ولی واقعاً متاسفم.ا/ت سمت جیمین برگشت و با لبخند گفت:مهم نیست،شاید یه روز.جیمین دستش رو روی گونه ا/ت گزاشت و گفت:خب،برا کریسمس چه برنامه‌ای داری؟ا/ت لب پایینشو آویزون کرد و گفت:نمیدونم،احتمالا بابام بگه یه چند روزی برگردیم ایران.جیمین گفت:برمیگردین ایران،کی میاین سئول؟ا/ت گفت:نمی‌دونم راستش دلم نمیخواد برگردم ایران،هم دلم برات تنگ میشه هم می‌دونم اگه برگردم ایران بچه های فامیل اذیتم میکنن.جیمین پیشانی ا/ت رو بوسید و گفت:نگران نباش خوشگله،تو برگرد ایران و خوش باش،درسته دلم برات تنگ میشه ولی مهم نیست،مراقب خودت باش.جیمین ا/ت رو بغل کرد،جیمین آروم گفت: دوستت دارم عزیزم.ا/ت گفت:من بیشتر.جیمین گفت:من خیلی بیشتر.
🔮🔮🔮
دیدگاه ها (۰)

P13بعد کریسمس اولین روزش بود که به مدرسه و کمپانی میرفت،درطو...

P14(۳سال بعد) بعد چند وقت به دانشگاه رفته بود،به دلیل سریال ...

P11

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

P16آچا داشت فلوتش رو میزد و آهنگ جدیدی که معلمشون بهش داده ب...

P6هوا ابری بود ولی بادی نمی وزد،هوا بوی نم میداد،جیمین داشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط