سفر کردم به دنبال سر تو

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو

حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم

برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

عینسفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کت...

سفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کتک خ...

حسینم واحسین گفت و شنودمزیارت نامه ام جسم کبودمچه در زندان، ...

سفر کردم بـه دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کتک ...

حسینم واحسین گفت و شنودم زیارت نامه‌ام جسم کبودم چه در زندان...

حُسينم واحسين گفتُ شنودمزیارت نامه‌ام جسم کبودمچه در زندان چ...

سفـــر ڪردم بہ دنبال ســر توسپـــــر بـــــودم براے دختـــر ...

مذهبی

بـیتوتــهخانهاخبار داغتازه هاتبلیغات در بیتوتهدعوت به هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط