{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای هر بلا آماده بودم

برای هر بلا آماده بودم

چو کوهی روی پا استاده بودم

اگر قرآن نمی‌خواندی برایم

کنار نیزه‌ات جان داده بودم

🖤 🏴
دیدگاه ها (۱)

پارت 4آت:من فردا قبل از شروع مسابقه میام. امشب دیگه نمی‌تونم...

dark love

‏🐺[۲۰:۲۹ ~ ۲۰:۳۰ به وقت برزیل]پا گذاشتیم به خاک برزیل.ما برگ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

......//برده ی زیبا//......

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁴ویو: اتتقریباً یک ساعت بود روی ت...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط