{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عین

عین

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو

حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم

برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم
دیدگاه ها (۲)

بابانبوده ای که پرم را شکسته اندباضربه کعب نی کمرم را شکسته ...

هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشکر استپس چرا سلطان خوبان بی ...

✅پروردگارا ، دراین صبحدم ، قرار دلهای بیقرارمان باش. فراوان...

با دست خسته معجر خود را کنار زد/حتی کلام و درد دلش با اشاره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط