Another world

part: 21
ویو میا*

صبح پاشدم طبق روال هر روز تهیونگ رو بیدار کردم و رفتم صبحانش رو اماده کنم

الان ۲ هفته از اومدن جیمین می‌گذشت و مدام به بهونه های مختلف سعی میکرد بهم نزدیک بشه و یه کاری میکرد تهیونگ نیاد سمتم

جیمین: چطوری؟

برگشتم پشتم رو دیدم که جیمین با یه دسته گل وایساده بود
:او ترسیدم جناب پارک
جیمین: گفتم که جیمین صدام کن میا
:اینطوری راحت ترم
جیمین: بیا این برای توعه

گل رو به سمتم گرفت، حقیقتا گل خوشگلی بودا ولی خب تهیونگ هم برام میگیره پس نمیخواستم قبول کنم

:ممنون جناب پارک
جیمین: بیخیال دختر من اینهمه به ساز تو رقصیدم، دو ماه فاکی هست که منو هعی دنبال خودم میکشونی
:من شمارو دنبال خودم نمیکشونم، شما ولم نمیکنید

خیلی جدی شدم دیگه ۲ هفته بود رفته بود رو مخم و دیگه از کوره در رفتم
جلوی جیمین محکم وایسادم و گفتم
:جناب پارک! بنده خودم دوست پسر دارم و ایشون برادر ناتنی شماست، پس طبق اخلاقیات نباید به کسی که متعهد هست نزدیک بشید چه برسه به اینکه اون شخص برادرتون باشه

جیمین پوزخندی زد و نزدیکم شد و من هی عقب عقب میرفتم که خوردم به سینک و دیگه راه فراری نداشتم
جیمین هم دوتا دستاشو گزاشت روی سینک و روی من خم شد
جیمین: ببین دختر جون، انقد برای من بلبل زبونی نکن، اون برادر منه که بهم خیانت کرده و رفته با یکی دقیقن شبیه مایا، پس یعنی وقتی من با مایا بودم تهیونگ بهش چشم داشته که تا تورو دیده قاپیده
:مایا خواهر من هست طبیعیه که شبیه هم باشیم بعدشم تهیونگ یک سال با من در ارتباط بود تا اینکه از من خوششون اومد و اعتراف کرد، پس یعنی بخاطر ظاهرم نبوده
جیمین: بسه دیگه، میا مبخوام باهات اتمام حجت کنم، یا به جای هانول تو میای میشی ندیمه شخصیم و ارتباطت رو با تهیونگ به کل فراموش میکنی و نمیزاری نزدیکت شه، یا اینکه تهیونگ رو به خاک سیاه مینشونم، خودت میدونی
:هیچ کاری نمیتونی بکنی من عاشق تهیونگم

میخواستم ادامه حرفم رو بزنم که جیمین سیلیه محکمی به صورتم زد و افتادم زمین
و جینین داشت از آشپزخونه خارج میشد و گفت: میدونی که میکنم پس سریع تصمیم بگیر

بعد بلند شدم و یکم لباس هام رو مرتب کردم و رفتم که صبحونه تهیونگ رو ببرم
* بچها ادامش جا نشد گزاشتم تو کامنتا، برین کامنتا رو بخونید*
_____________
پارت قبل و بعد:
https://wisgoon.com/min.mare
دیدگاه ها (۳)

رفتار سرد

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹¹ویو میکا_____جیمین از...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط