{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕


𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓



هانا دختری آرام و مهربان بود.

برخلاف یونا که مدام حرف می‌زد، هانا بیشتر گوش می‌داد.

با این حال خیلی زود با هم صمیمی شدند.

یونا از نقاشی‌هایش گفت.

هانا از بازار.

از غذاهای مورد علاقه‌شان.

از جاهایی که دوست داشتند ببینند.

تا اینکه یونا پرسید:

«اسمت چیه؟»

دختر مکث کرد.

«هانا.»

یونا لبخند زد.

«اسم قشنگیه.»

هانا پرسید:

«تو؟»

«یونا.»

هانا کمی مکث کرد.

«یونا...»

انگار اسم برایش آشنا بود.

اما چیزی نگفت.
دیدگاه ها (۴)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑آن شب، یونا و یونگی کنار پنجر...

عقد با رئیس مافیا 𝒫𝒶𝓇𝓉 21تهیونگ چند ثانیه هیچ حرفی نزد.حرف د...

......پارت. دوازدهم......

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۳ روزها گذشت.مشتری ناشناس تقریباً هر دو...

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

پارت ۱۵چند روز از گردش آخر هفته گذشته بود.رابطه‌ی نیلسو و جو...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

پارت ۳

.....پارت هفدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط