{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
دست بردارم از این
دلشورہ هـاے بے امان
اینڪہ تو رفتی
وصلت دادہ اے با دیگران
اینڪہ تو قاموس تو
احساس دلبستن نبود
میروم دیگر نماندهـ
هـیچ حرفے از وجود
دل برایت پهـن ڪردم
سفرہ هـاے سادگی
عشق را تقدیم ڪردم
از براے زندگی
در وجودت واژہ ای
از نوع دلبستن نبود
رفتے و با رفتنت
این عشق پر زد هـمچو دود...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۴)

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆⁴سه شنبه بود‌.کارات رو تموم کردی و آماده رفتن به خونه...

حاجی پارتا یادم. نمیاد همینجوری میزارم دیگهخب بریمهمینطور که...

..اے آخرین بازماندہ ازهـر نور دیدهـوقت جدایے از تودیر وقت اس...

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

سلام ای غروب غریبانه ی دلسلام ای طلوع سحرگاه رفتنسلام ای غم ...

رویای من ای عشق من ای مونس جانمای آنکه زهجرت زکفم رفته توانم...

**((بسم رب المومنین))**چه آرام آمدو سفره اش را پهن کرد و مار...

« همان بهتر که رفتی »میخواستمت اما رفته بودی ، آمدم ببینمت ا...

هر کجا حرف تو باشد من هوادار توامگرچه دورم از تو اما سخت بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط