من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتم

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتم
من همان خاڪسترم، روزے شرارے داشتم
آن زمانے ڪه زدنیا رفته باشم شاد باش
بے قرار من مشو، شب هاے تارے داشتم
اے قرار قلب من، با اینڪه بودے دم به دم
بے تو من از جانب دل بے قرارے داشتم
آنچه را دیروز من در روزگارے داشتم
روزگارم را مَبین من هم دمارے داشتم
گَه زخود مے پرسم او نامهربانے ڪرد باز
بعد از آن هم داشتے این عشق؟! آرے داشتم!
بنده ے آزاد بودم، عاشقے ڪردم به بند
سوختم در خود ولے اے ڪاش یک راه فرارے داشتم
هر ڪجا رفتے به یادت نقش ڪن این جمله را
رفتے و در دل زیادت یادگارے داشتم
قبل و بعد از مرگ، فاضل با تو باشد، حیف تو
مے برے از یاد، حتے اینڪه یک سنگ مزارے داشتم.
دیدگاه ها (۱)

سلام صبح جمعتون عالی بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ...

@zangane2013

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۲ سانیارهمه تو اتاق من جمع شده ب...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۶

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

جادویی به نام عشق

من همان غمگین این شهرم ڪه یارے داشتممن همان خاڪسترم، روزے شر...

تولدت مبارکامروز تولد عشقم مرتضی پاشایی5/20از خودم شروع میک...

من فقــــط از توڪمــــے عشــق تمنا دارمدل بے تاب ڪه در حســـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط