{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که روي خوبت از من چرا نهانست

گفتم که روي خوبت از من چرا نهانست

گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيانست


گفتم که از که پرسم جانا نشان کويت

گفتا نشان چه پرسي آن کوي بي نشانست


گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادماني

گفتا که در ره ما غم نيز شادمانيست💔
دیدگاه ها (۱)

آرزوهای دور و دراز

مهربان امام 🌹ظهور بفرما در دلهای زنگار بسته ما

حضرت مادر

نترس، رنج ها محل ورود آگاهی و فهمن، صبورباشان الله مع الصابر...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

Attar050511

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

عاشقانه های شبنم

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط