{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می‌خواست، تنها با تو باشم

دلم می‌خواست، تنها با تو باشم

درگوشه اے ازدنیا......تنهای تنها

در ڪنار هم....اما...!

افسوس روزگار ڪم‌حوصله

خیلے زود.......زود...خیلی

ڪهنه آواز جدایے را خواند

اڪنون در ڪنار خاطراتت

در ڪنار منی

زنده و حاضر.........هر روز......هر لحظه

زیباترین بهانه‌ے زندگے تنها یاد توست

اے همه‌ے هستے من
دیدگاه ها (۲)

فصل دومپارت چهارم | تابستانی که همه‌چیز را تغییر دادسه هفته ...

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

part : 45chapter : 2سریع اسلحمو روی سر ویلیام گرفتم + اگه می...

سناریو تایجو

رمان اسیر خان پارت اول ۱

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:12*...

دلم می خواستباتوباشم درگوشه ای ازدنیاتنهای تنهادرکنارتوامااف...

به بهانه اول مهر و آغاز هفته دفاع مقدس:باز هم اول مهر آمده ب...

امروز به اندازه تمام دلتنگی هایم شاعر می شوم.پیراهن غصه هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط