{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من آمده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم
دیدگاه ها (۲)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

واست دعا میکنم.

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

قسمت ۸(بخش دو)

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

Part 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط