: مادرش فاطمه فرمود غریب است حسن

: مادرش فاطمه فرمود غریب است حسن

پس بگریید و بگیرید عزای حسنم

به غریبیِ حسن هرکه بگرید ، به یقین

به شفاعت برسد روز جزای حسنم

این همه خیمه و تکیه که حسینم دارد

یک حسینیه بسازید برای حسنم،
دیدگاه ها (۲)

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

مادرش فاطمه فرمود غریب است حسنپس بگریید و بگیرید عزای حسنمبه...

مادرش فاطمه فرمود غریب است حسنپس بگریید و بگیرید عزای حسنمبه...

یا امام حسن مجتبیمادرش فاطمه فرمود غریب است حسنپس بگریید و ب...

مادرش فاطمه فرمود غریب است حسنپس بگریید وبگیرید عزای حسنمبه ...

امام حسن مجتبی(ع)افتخارم همه این است گدای حسنمشکرُلِلَّه که ...

یا حسن بن علیافتخارم همه این است گدای حسنمشکرُ لله که من زیر...

صفر تمام شد و طی نشـد عزای حسنهزار حیف که شد زهر کین جزای حس...

.لباس ِ عزای ارباب هنوز بر تن مان است که عزادار کریم اهل بیت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط