رمان تاوان دروغ #پارت_هفتم

رمان تاوان دروغ #پارت_هفتم
با اخم بهش نگاه کردم . اون هیچ وقت جرعت نداشت به من دست بزنه . هیچوقت . یچگی و عالم خودش بحث اونم جداست . بهش زیر لب گفتم ......... ( زشته دیگه نمیتونم بگم 😄 ) . واااا !! فهمید که !! فاتحم خوندس !!
_داشتم میگفتم ....
_ خو بگو .
_ راستش .... میدونی ....
_ مث ادم حرف بزن خو
_سخته گفتنش ای بابا
هااا؟؟؟ سخته گفتنش؟؟یعنی چه؟؟؟ مگه میخوای چی بگی ؟؟ به زبون ایتالیایی که نمیخوای حرف بزنی اینقد به خودت فشار میاری مرد عاقل !! خدایا یه شفایی به تمام بیماران بده 😒
بعد یه مکث بسیار طولانی گفت :
خب ... راستش من توی این مدت ( منظورش بعد ۱۰ سالگی منه که زیاد همو ندیدیم . البته من اونو ندیدم ولی اون .... ) تو رو میدیدم و زیر نظر داشتم .......
اون همینطور زر میزد و من فکر میکردم . دختره خل و چل گوش بده ببین چی میگه .
_ و خلاصه اینکه .......... ازت خوشم اومده 😰 ❤
این دفعه دیگه دادم رفت هوا .
_چیییی؟؟؟؟؟ پسره دختر باااز بیشووور . تو درموردم چی فکر کردی هان؟ فکر کردی مثل بقیم ؟ نه اقای .......( بازم نمیتونم بگم خیلی خیلی زشته 😄 ) من عاقل تر از اون حرفام . من همونیم که میگه 👩 سینگل 👩 باش و 👑 پادشاهی 👑 کن . شمام دیگه دور و بر ما نگرد و برو با همون دخترای ول گرد ؟ اوکی ؟
با گریه میدویدم . صداشو میشنیدم ولی محل نمیدادم . اصن تو برای من مهم نیستی ....


به نظرتون نازنین چکار میکنه ؟ اهای بچه باهوش کامنت نشه فراموش
دیدگاه ها (۸)

گل خونی پارت 46؛ نمیدونم کیع میگه یکی از دوستاته+ تو نرو خود...

دشمن عزیز من پارت یک

پارت ۱۹جونگ کوک:پیاده شو یونا:اوفجونگ کوک:اوف نکن داری اعصاب...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

پارت هشتم《کلنجار》《Custom kiss》تا اینکه صدای اومد...تق...آخ.....

رفتار سرد

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

دختر بابایی پارت پونزده

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط