{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۹

پارت ۱۹

جونگ کوک:پیاده شو
یونا:اوف
جونگ کوک:اوف نکن داری اعصابمو بهم میریزی
یونا:چرا نمیزاری برمم
جونگ کوک:مثل بچه ها‌گریه نکن چون اگه بری اولین نفر خودت گیر میفتی

جونگ کوک:اینو پرو کن
یونا:این؟
جونگ کوک:زود باش من شرکت‌کار دارم حوصله کل کل کردن با تو رو ندارم

جونگ کوک:ببین چه خوشگل شدی همینو میگیریم لطفا
پرسنل:اوه بله حتما
یونا:اصلا سرتو آوردی بالا
جونگ کوک:چیزی‌گفتی
یونا:آره دارم باخودم‌حرف میزنم
جونگ کوک:اینا رو هم‌برامون بزارین
پرسنل:حتما
جونگ کوک:یونا بیا اینا رو بگیر یونا؟
پرسنل:اوه خانومتون رفت گفت که میخواد هوا بخوره
جونگ کوک:اون خانم من نی.....چیز بله ممنون
جونگ کوک:ای خدا یونا اصلا همونجا بمون تا زیر پات علف سبز بشه
(در همون حین یک موتوری دو‌پشته که در حال رد شدن بودن بطری آب رو خالی میکنن تو صورت یونا )
ناشناس:دفعه دیگه آب در کار نیست اونموقع اسید هست که صورتتو خوشگل میکنه

جونگ کوک:یوناااا لعنتیاا
جونگ کوک:یوناا خوبی یونا نفس بکش لعنتی
(و جونگ کوک به یونا آرام بخش رو میزنه و آرام بخش رو از جین گرفته بود که اگر بازم همچین اتفاقی افتاد به جاهای باریک کشیده نشه و خوشبختانه بدردش خورد)

جونگ کوک:الو جیمین
جیمین:جونگ کوک؟چیشده؟
جونگ کوک:جیمین اعضا کنارتن؟
جیمین:آره
جونگ کوک :بزن رو بلند گو
جیمین:جونگ کوک بگو صدات رو بلند گو هست

جونگ کوک:میخوام دوربین مداربسته یه جایی رو برام چک کنین و پلاک یه نفر رو برام پیدا کنین الان براتون فرستادم
یونگی:چیشده
جونگ کوک:وقتی اومدم براتون تعریف میکنم همتون بیایین خونه من
جیمین:خیله خب الان راه میفتیم

یک ساعت بعد

جین:بالاخره رسید
جونگ کوک:جین بیا یه کمکی برسون
جیهوپ:چیشده یونا ؟
جین:یونا ایندفعه چش شده کاری کردی ؟
جیمین:یونا خوبه ؟
جونگ کوک:میشه همتون نریزید رو سرم آره فعلاو به لطف جین خوبه بریم داخل
نامجون:راست میگه اول برین داخل

جونگ کوک:متاسفانه اینجوری شد
یونگی:شوخی میکنی دیگه نه
جونگ کوک:به نظرت من الان شوخی دارم
جیمین:جر و بحث بسه یه فکری کنین وقتی زنگ زدی هم ن موقع چک کردم راستش موتور اجاره ای
یونگی:واقعا نوبرشه
تهیونگ:ولی
جیمین:یه چیزی پیدا کردیم
جونگ کوک:چی؟
تهیونگ:مربوط به خواهر ناتنی یونا هست
جونگ کوک:میگین یعنی میخواسته خواهر خودشو بکشه؟
جیمین:یادت باشه که خواهر ناتنیشه

یونا:یورییی
یونگی:یونا خوبی ؟
یونا:من‌.. من خوبم
جونگ کوک:امروز داشتی میمردی بعد هنوز اسم یونا رو میاری
جیهوپ:جونگ کوک تازه بیدار شده
جونگ کوک:خب آخه آدم عاقل مگه بهت نگفتم صبر کن بیا اگه واقعا اسید بود چی هومم بگو
نامجون:جونگ کوک
جونگ کوک:چیه نمیتونم بهش چیزی بگم اگه واقعا اتفاقی برات میفتاد اون موقع چی من اگه یه ذره دیگه اینجا بمونم قول نمیدم آروم باشم
یونگی:کجا؟
جونگ کوک:هرجایی که دلم بخواد
چطور بود؟🤗🫠
دیدگاه ها (۹)

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

پارت ۲۱جونگ کوک:منظورت چیهیونا:دوستم به خاطر تو مرددد جونگ ک...

پارت ۱۸جونگ کوک :چته؟یونا:میشه منو ببرین پیش دوستام باید بهش...

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

You are paying back karma پارت¹¹«ویو جیمین» رسیدم به خونمون ...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

سناریو(درخواستی):وقتی بارداری ولی بچه اول خواهر/برادر نمی‌خو...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 5سوار ماشین شدیم و رفتیم شهر بازی جی...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁷صبح روز بعد، هنوز کافئین کامل نرس...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط