{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصور کن آیینه نباشد. تو درباره صورتت خیالبافی میکنی

تصور کن آیینه نباشد. تو درباره صورتت خیالبافی میکنی
و صورتت را بازتاب درونت می دانی.وقتی چهل سالت شد،
کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت میگیرد.وحشت خودت را مجسم کن!تو صورت یک بیگانه را خواهی دید
و به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی؛صورتِ تو ، خودِ تو نیست .
دیدگاه ها (۰)

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

قلب من رو با این بی توجه‌ایت به درد نیار...گرمای دستای بزرگش...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰ا.ت با بدنی که از گ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ قسمت ۱۲‌آن سایه‌ی عظیم‌ال...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو دربار...

فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو دربار...

🌸 فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درب...

زندگی در جهانی را تصور کنکه در آن آیینه نباشد...تو درباره صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط