تازه مسلمان های آقا

تصویر پشت گوشی‌اش را گرفته بود سمت مرقد آقا. می‌گفت: «هفت ساله بودم که امام فوت شد. وسیله نداشتیم از اصفهان خودمون رو برسونیم به تشییع. صبح تا غروب با مامان‌بابا می‌نشستیم پای تلویزیون، اشک می‌ریختیم.»

پرسیدم: «چند روزه مشهدید؟» بغضش را قورت داد و گفت: «از همون روزی که خبر تشییع اومد، فوری بلیط مشهد گرفتم. کلاس‌های دانشگاه رو جلو جلو برگزار کردم و به دانشجوهام گفتم دارم می‌رم برای آخرین بار آقا رو ببینم.»

اشاره کردم به کتاب توی بغلش. گفت: «از وقتی پام به دانشگاه باز شد، عهد کردم نذارم کسی از نگاه آقا به زن بی‌خبر بمونه. به هر بهانه‌ای سر حرف رو با بچه‌ها باز می‌کردم؛ گاهی با جلسات گفت‌وگو، گاهی ارائه کلاسی.»

گفتم: «تنها اومدید؟» اشاره کرد به جمع دخترهایی که چند متر آن‌طرف‌تر ایستاده بودند: «نه، با دخترهای کلاسم. اینا تازه‌مسلمونای آقان. دلم می‌خواست ببرمشون بیت. ولی قسمت چیز دیگه بود. حالا با پرچم انتقام آوردم‌شون.»

✍️ #مریم_برزویی
#روایت #رواق_دارالذکر


پی‌نوشت:
🔰 خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، تیر ١٤٠٥
؛__________🩶 __________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

فرزند #روح_الله! روح الله روح اللهپیغمبر ما مردم گمراه! روح ...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

دريای شور انگيز چشمانت چه زيباست آن جا كه بايد #دل به دريا ز...

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

در دَستِ بانویی، به نَخی گُفت سوزنیکای هَرزِه‌گَردِ بی‌سَر و...

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

▪️ شغل: بیداری... مکانش را نمی‌داند کسیساعت کاری: زمانش را ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط