رمان : رفتار سرد

Part : Nine


ادامه .....

حدود ۶۰ مین می‌گذشت.

که .....

ا.ت فقط ۲ پیک خورده بود ولی جیمین .

حدودا پونزده شونزده تا خورده بود و کمی هوشیار بود .


تهیونگ : ساعته دهه کی بریم .

جیا : هنوز زوده یه یک ساعت دیگه .

تهیونگ : باشه .

ا.ت : پس من میرم دستشویی .

تهیونگ‌: باشه .

جیا : برو .

جیمین :صبر کن .

ا.ت : چی شده ؟

جیمین : منم میخوام برم .

ا.ت : باشه بیا بریم .

جیمین بلند شد تقریبا میتونست راه بره ولی کمی چرت و پرت میگفت .


جیمین و ا.ت رفتن ا.ت رفت دستشویی جیمین هم رفت جیمین زودتر اومد بیرون و جلو در وایساد .

ا.ت اومد بیرون که جیمین رو دید .

ا.ت : جیمین چرا نرفتی ؟

جیمین : ا.ت .

ا.ت : هوم ؟

جیمین : دلم برات تنگ شده .

ا.ت : جیمین تو الان مستی بیا بریم بشینیم .

جیمین دست ا.ت رو کشید و بغلش کرد .

جیمین : ا.ت ببخشید من نمیخواستم بزنمت .

ا.ت : بعدا حرف می‌زنیم.

جیمین : نه [ بغض ]

ا.ت : صبر کن .

ا.ت از بغل جیمین در اومد و صورت جیمین رو با دستاش قاب کرد .

ا.ت : تو بغض کردی ؟

جیمین : ا.ت .

ا.ت : چرا اینقد بچه شدی .

جیمین : ا.ت ترکم نکن .

ا.ت : نه ترکت نمیکنم .

جیمین : ا.ت دوست دارم .

ا.ت : چی !

جیمین : عاشقتم .

ا.ت : چرت نگو .

جیمین : چرت نمیگم .

ا.ت : بس کن .

جیمین : میگم چرت نمیگم .

ا.ت : بس کن داری با احساساتم بازی میکنی .

جیمین : .....

جیمین یه دفعه خم شد روی صورت ا.ت و چسبوندش به دیوار ......

[منتظر چی هستی ها 🤣]

نفس های گرم جیمین میخوردن به صورت ا.ت .

ا.ت: جیمین تمومش کن .

جیمین : .....

جیمین خم شد و لباش رو کوبوند رو لبای ا.ت و مک میزد .

ا.ت اولش داخل شک بود ولی بعد همکاری می‌کرد.

[همینو میخواستی ها 😅]

بعد ۵ مین از هم جدا شدن .

هردو نفس نفس میزدن .

جیمین خندید .

ا.ت: به چی میخندی؟

جیمین خوب میبوسی امیدوارم اولین نفری باشم که بوسیدمت وگرنه برات بد تموم میشه .

ا.ت: اولین نفر نیستی .

جیمین : پس کیو بوسیدی ؟

ا.ت : اون شب قبل از اینکه فرار کنم تورو بوسیدم .

جیمین : چی؟

ا.ت : جیمین امیدوارم جدی باشی و فردا اینا رو یادت نره .

جیمین : خودت چی فکر میکنی .

ا.ت : بیا بریم.

جیمین : نه بیبی .

ا.ت : .....

جیمین : تو یه بار منو بدون اطلاع خودم بوسیدی باید جبران‌ کنم
و دوباره یه بوسه رو شروع کردن .


چند دقیقه بعد

جدا شدن

ا.ت : دیگه بریم .

جیمین : باشه بیبی .

ا.ت : جلو تهیونگ هیچی نمیگی فعلا باید مخفی بمونه .

جیمین : اوف باشه .

ا.ت : بریم جیمین.

جیمین صبر کن .

ا.ت : باز چی شده ؟

جیمین : نگو جیمین .

ا.ت: چی بگم .

جیمین : بگو عشقم .

ا.ت : جلو تهیونگ همون جیمینی .

جیمین : باشه تو یه بار بگو .

ا.ت : عشقم بریم .

جیمین : بریم زندگیم .

ا.ت سرخ شده بود .

و جیمین بوسه ایی روی موهاش زد .


جیمین : فقط یه چیزی .

ا.ت : چی ؟

جیمین : لباس باز ممنوع.

ا.ت: چرا؟

جیمین : چون به غیر از من کسی حق نداره تورو داخل لباس باز ببینه‌.

ا.ت : باشه .

جیمین : حالا شد بریم دیگه .


جیمین و ا.ت رفتن پیش بچه ها و دیدن .........

ادامه دارد

کامنت ها رو به ۱۰ تا برسونید خوشگلا 😆🥰
دیدگاه ها (۲۸)

رمان رفتار سرد

رمان : رفتار سرد

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

+جیغغغغغغغغغغغغغ×جیغغغغغ×ا تویی امیلی اینجا چیکار میکنی+من ا...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

سناریو خط قرمز پارت ۳

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

My Boy❄

سناریو مایکی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط