{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 33

part 33



سلام سلام بریم برای ادامه ی فیک
+منم همین طور
ا/ت و تهیونگ از هم جدا شدن و در همین موقع صدای قدم های یکی از راهرو شنیده میشد و تهیونگ و ا/ت کامل از هم فاصله گرفتن
&ا/ت....... عه تهیونگ تو اینجا چیکار میکنی
_اومدم ببینم ا/ت چیزی میخواد یا نه
&اوهوم منم باور کردم ببینم چی کار کردید؟
+جیمین خاک بر سر منحرف بودنت کنم من اومدم آب بخورم تهیونگ هم یهویی اومد
&وایسید به جونگکوک بگم یه نقشه ی توپ بکشه
+جیمین وایسا یه دقیقه تکون نخور
جیمین در رفت و ا/ت با همون لیوان تو دستش دنبال جیمین افتاد و اعضا با دیدن جیمین و ا/ت شک شده بودن که ا/ت دیگه بدنش ضعیف نیست و همون ا/ت قبلی شده
+جیمین در نرو دیگه وایسا یه دقیقه خیس میشی و تموم
&نه ممنونم همین امروز حموم بودم
در همین موقع تهیونگ هم از آشپزخونه بیرون اومد
شوگا:عه توهم توی آشپزخونه بودی؟
_آره رفتم ببینم چیزی میخواد یا نه
&جونگکوک اینا ببینی چی کار کردن یه نقشه ی درست و حسابی بچین
! چی کار کردید
+بابا هیچ کاری نکردیم جیمین پیاز داغشو زیاد میکنه( آب و ریخت روی جیمین )
+یس بالاخره موفق شدم
نینا:مگه قرار نبود اون بحث رو نیارید؟
+راست میگه ها
بچه ها امروز میخوام شبی رو که تهیونگ و ا/ت همو میبینن بنویسم براتون 😁
همه روی مبل نشسته بودیم که هر کدوم از اعضا دونه دونه بلند میشدن و میرفتن که دیگه فقط ا/ت و تهیونگ موندن
+شب خیر
_نرو بیا بریم جای همیشگی( یه جایی از خونه رو در نظر بگیرید )
+چیکار داری
_به نظرت؟
+باش
به همونجا رفتن

_.............


بای بای 😘
شرط :
لایک 5
کامنت برای نظر یادت نره
1 بازنشر
دیدگاه ها (۱۸)

دلم میخواست براتون یدونه ویدیو بزارم 🌸

درخواستی_تکپارتی از تهیونگ

part 32روزهای بعد از آن حادثه، سکوت سنگینی بین اعضا حاکم بود...

بچه ها به لطف شما ها رفتین اکسپلور همین جوری ازم حمایت کنید ...

عضو هشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط