لینو
#لینو
از این به بعد من کنارتم دخترم!
لینو/ا.ت
P:5
چانگبین: ا.ت بلاخره بیدار شدی؟؟؟
لینو: ا.ت اینا دوستای من هستن این اقا چانگبینه و اون دونفر دیگه هم فلیکس و جونگین هستن
ا.ت: اوهوم
-بابایی؟
لینو: جانم
ا.ت: سرم درد میکنه
لینو: سرت درد میکنه؟
-یکم چشاتو ببند و بخاب تا خوب بشی
ا.ت: باشه
.
.
جونگیم: سردردش طبیعیه یکم دیگه که بگذره بهتر میشه
لینو: اوهوم باشه
لینو دوباره برگشت کنار تخت دخترش و کنارش رو زمین نشست..
اروم موهاشو نوازش میکرد و باهاش حرف میزد..
لینو: تو برای این همه درد خیلی بچهای
-منو ببخش
-اما من بهت قول میدم
-قول میدم از این به بعد خودم کنارت بمونمدخترم!
چند روز بعد
الان چند روز از اون موقع و اون حادثه میگذره و تو این مدت لینو جدا از اینکه تمام وقت پیش دخترش بود و باهاش وقت میگذروند دنبال ویزا ایتالیا هم بود تا تو موقعیت مناسب ا.ت رو از کره ببره..
خیلی سعی کرد تا بتونه ویزا بگیره اما خب موفق نشد..
در اخر مجبور شد از دوستش که کارش جعل مدارک هست کمک بگیره..
هان: خیلی خب مینهو بیا
-شناسنامه
-کارت ملی
-گواهی رانندگی
-و در اخر ویزا و اقامت ایتالیا
-همشون با هویت جدید درست شدن
-تو از این به بعد لی مینهو نیستی
-تو کیم جونگ هون پدر کیم یورا هستی که چندسال پیش همسرت رو از دست دادی
-تو کارمند شرکت سامسونگ بودی که بعد از مدتی بهت تهمت دزدی زدن و ازت شکایت کردن و تو با کلی بدبختی تونستی ثابت کنی که بیگناهی
-تو این مدت هم برای زندگی بهتر و موقعیت شغلی بیشتر تصمیم گرفتی که همراه دخترت به ایتالیا بری
ا.ت: اوووو عمو عجب چیزایی بلدیییی
-خیلی خفنههه
هان: بله چی فک کردی
-عمو جیسونگ همینقدر خفنه سنجاب کوچولو
ا.ت: معلومه که خفنی
-خیلی دوست دارم عمو
هان: منم دوست دارم
-نه نه من دوست ندارم
-من ازت متنفرم
-منتفرم همونقدر که بابات ازت منتفره(لبخند)
ا.ت: منم ازت متنفرم همونقدر که از بابام متنفرم
لینو: خیلی خب بسه دیگه
-جیسونگ ازت ممنونم
-خیلی ممنون که بهم کمک کردی اگه تو نبودی معلوم نبود قرار بود چه اتفاقی بیفته
هان: من همیشه هستم هیونگ
-همیشه میتونی رو کمک من حساب کنی
بازگشت به زمان حال / ژوئن 2026 / یک روز قبل از سفر لینو به کره
بعد از اون روز لینو و ا.ت به ایتالیا رفتن و بعد از اون مدتی تونستن یه زندگی راحت برا خودشون دست و پا کنن..
تو تمام این مدت لینو به کمک دوستاش تو کره دنبال قاتل خانواده ا.ت گشت..
تو این مدت نتونسته بودن چیزی پیدا کنن تا اینکه چند روز پیش جیسونگ باهاش تماس گرفت و گفت یسری مدارک مهم رو پیدا کردن که به نظر اونا مدارک مهمی هستن..
اون روز لینو به فرودگاه رفت و یه بلیط سفر به کره برای فردا گرفت..
فردای اون روز به ا.ت گفت که برای معامله به کره میره..
بعد از کمی سروکله زدن با دخترش تونست راضیش کنه که بعدا اونو به کره ببره..
البته بهش دروغ هم نگفت از همون اول هم قصدش همین بود..
میخواست زمانی که ا.ت بزرگ شد و اون تونست قاتل خانوادش رو پیدا کنه و از بین ببرتش ا.ت رو به کره ببره..
از این به بعد من کنارتم دخترم!
لینو/ا.ت
P:5
چانگبین: ا.ت بلاخره بیدار شدی؟؟؟
لینو: ا.ت اینا دوستای من هستن این اقا چانگبینه و اون دونفر دیگه هم فلیکس و جونگین هستن
ا.ت: اوهوم
-بابایی؟
لینو: جانم
ا.ت: سرم درد میکنه
لینو: سرت درد میکنه؟
-یکم چشاتو ببند و بخاب تا خوب بشی
ا.ت: باشه
.
.
جونگیم: سردردش طبیعیه یکم دیگه که بگذره بهتر میشه
لینو: اوهوم باشه
لینو دوباره برگشت کنار تخت دخترش و کنارش رو زمین نشست..
اروم موهاشو نوازش میکرد و باهاش حرف میزد..
لینو: تو برای این همه درد خیلی بچهای
-منو ببخش
-اما من بهت قول میدم
-قول میدم از این به بعد خودم کنارت بمونمدخترم!
چند روز بعد
الان چند روز از اون موقع و اون حادثه میگذره و تو این مدت لینو جدا از اینکه تمام وقت پیش دخترش بود و باهاش وقت میگذروند دنبال ویزا ایتالیا هم بود تا تو موقعیت مناسب ا.ت رو از کره ببره..
خیلی سعی کرد تا بتونه ویزا بگیره اما خب موفق نشد..
در اخر مجبور شد از دوستش که کارش جعل مدارک هست کمک بگیره..
هان: خیلی خب مینهو بیا
-شناسنامه
-کارت ملی
-گواهی رانندگی
-و در اخر ویزا و اقامت ایتالیا
-همشون با هویت جدید درست شدن
-تو از این به بعد لی مینهو نیستی
-تو کیم جونگ هون پدر کیم یورا هستی که چندسال پیش همسرت رو از دست دادی
-تو کارمند شرکت سامسونگ بودی که بعد از مدتی بهت تهمت دزدی زدن و ازت شکایت کردن و تو با کلی بدبختی تونستی ثابت کنی که بیگناهی
-تو این مدت هم برای زندگی بهتر و موقعیت شغلی بیشتر تصمیم گرفتی که همراه دخترت به ایتالیا بری
ا.ت: اوووو عمو عجب چیزایی بلدیییی
-خیلی خفنههه
هان: بله چی فک کردی
-عمو جیسونگ همینقدر خفنه سنجاب کوچولو
ا.ت: معلومه که خفنی
-خیلی دوست دارم عمو
هان: منم دوست دارم
-نه نه من دوست ندارم
-من ازت متنفرم
-منتفرم همونقدر که بابات ازت منتفره(لبخند)
ا.ت: منم ازت متنفرم همونقدر که از بابام متنفرم
لینو: خیلی خب بسه دیگه
-جیسونگ ازت ممنونم
-خیلی ممنون که بهم کمک کردی اگه تو نبودی معلوم نبود قرار بود چه اتفاقی بیفته
هان: من همیشه هستم هیونگ
-همیشه میتونی رو کمک من حساب کنی
بازگشت به زمان حال / ژوئن 2026 / یک روز قبل از سفر لینو به کره
بعد از اون روز لینو و ا.ت به ایتالیا رفتن و بعد از اون مدتی تونستن یه زندگی راحت برا خودشون دست و پا کنن..
تو تمام این مدت لینو به کمک دوستاش تو کره دنبال قاتل خانواده ا.ت گشت..
تو این مدت نتونسته بودن چیزی پیدا کنن تا اینکه چند روز پیش جیسونگ باهاش تماس گرفت و گفت یسری مدارک مهم رو پیدا کردن که به نظر اونا مدارک مهمی هستن..
اون روز لینو به فرودگاه رفت و یه بلیط سفر به کره برای فردا گرفت..
فردای اون روز به ا.ت گفت که برای معامله به کره میره..
بعد از کمی سروکله زدن با دخترش تونست راضیش کنه که بعدا اونو به کره ببره..
البته بهش دروغ هم نگفت از همون اول هم قصدش همین بود..
میخواست زمانی که ا.ت بزرگ شد و اون تونست قاتل خانوادش رو پیدا کنه و از بین ببرتش ا.ت رو به کره ببره..
- ۸.۰k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط