3 تفنگدار )
3 تفنگدار )
پارت ۱۳۸
خندید و به همسرش چشم دوخت ولی هاری سکوت به شیشه سجو خیره بود اون سوک نرم دستش را روی شانه هاری گذاشت ...
اون سوک : هاری جان ؛
هاری نرم و خونسردی به اون سوک نگاه کرد
جونگکوک: اصلا شنیدی
هاری نرم و با یک لبخند بی حال سری تکون داد سپس چشم به باند دست هایش نگاه کرد
هاری : شنیدم
جونگکوک نفس پر از غمی کشید سپس کاغذ را در مشت اش لح کرد ولی سکوت با صدا زریف و ملایم مانند خواندن آهنگ شروع کرد
هاری : 미안해 내 탓이야
고마워 덕분이야
툭하면 내뱉던 네 그 말버릇
너도 힘든 걸
난 다 아는데
아마 넌 내가 바본 줄 아나 봐
우는 얼굴로
나 힘들다 하면
정말 나아질까
그럼 누가 힘들까
아프다 징징대면
모두 다 괜찮아지는데
Baby, I'm so lonely, so lonely
나는 혼자 있는 것만 같아요
지친 널 볼 때면 내가 너에게
혹시 짐이 될까 많이 버거울까
ترجمه فارسی (بخشی):
> متأسفم، تقصیر من است
ممنونم، به خاطرت
عادت گفتاری که ناگهانی بیانش میکردی
تو هم سختی کشیدی
من همهش رو میدونم
شاید فکر کنی من احمقم
با چهرهای بغضآلود
اگر بگم که دارم سختی میکشم
آیا واقعاً بهتر میشم؟
پس کی سخت خواهد کشید
اگر بگم درد دارم
همه چیز ممکن است بهتر شود
جونگکوک مات و مبهوت نگاهش کرد سپس تند نفس کشید و تنها از این راه دور میخواست همسرش را به آغوش بگیرد و سری را روی سینش بگذارد تا آن ضربات قلب بلندش را به معنی عشق خودش بفهماند ...
هاری نرم اشک اش را پاک کرد سپس لبشرا تر کرد
هاری : این قلب های خستهست
اون سوک نرم موهایش را نوازش کرد
یونگی به از کلی سکوت گفت
یونگی : منم همین طور .... صدا بم حاصل از ناراحتی به گوش خورد
تهیونگ: یکی رو بهم نشون بده رو این فرش که قلبش بیماری نداشته باشه
جیمین : همه زندگی خودشون رو به گند کشیدن
جونگکوک: نه همه بلکه خوشبختی خود ادماست
اون سوک : داداش درست میگی ... نفس عمیقی کشید بلافاصله صدا ذوق یوری به گوش خورد
یوری : شروع کنیم ؟
سپس تند بدتری را چرخاند بلافاصله سرش سمت یونگی و سمت دیگرش روی یوری ... یوری تند خندید سپس با لبخند گفت
یوری : نوبت من شد
غلت املایی بود معذرت
پارت ۱۳۸
خندید و به همسرش چشم دوخت ولی هاری سکوت به شیشه سجو خیره بود اون سوک نرم دستش را روی شانه هاری گذاشت ...
اون سوک : هاری جان ؛
هاری نرم و خونسردی به اون سوک نگاه کرد
جونگکوک: اصلا شنیدی
هاری نرم و با یک لبخند بی حال سری تکون داد سپس چشم به باند دست هایش نگاه کرد
هاری : شنیدم
جونگکوک نفس پر از غمی کشید سپس کاغذ را در مشت اش لح کرد ولی سکوت با صدا زریف و ملایم مانند خواندن آهنگ شروع کرد
هاری : 미안해 내 탓이야
고마워 덕분이야
툭하면 내뱉던 네 그 말버릇
너도 힘든 걸
난 다 아는데
아마 넌 내가 바본 줄 아나 봐
우는 얼굴로
나 힘들다 하면
정말 나아질까
그럼 누가 힘들까
아프다 징징대면
모두 다 괜찮아지는데
Baby, I'm so lonely, so lonely
나는 혼자 있는 것만 같아요
지친 널 볼 때면 내가 너에게
혹시 짐이 될까 많이 버거울까
ترجمه فارسی (بخشی):
> متأسفم، تقصیر من است
ممنونم، به خاطرت
عادت گفتاری که ناگهانی بیانش میکردی
تو هم سختی کشیدی
من همهش رو میدونم
شاید فکر کنی من احمقم
با چهرهای بغضآلود
اگر بگم که دارم سختی میکشم
آیا واقعاً بهتر میشم؟
پس کی سخت خواهد کشید
اگر بگم درد دارم
همه چیز ممکن است بهتر شود
جونگکوک مات و مبهوت نگاهش کرد سپس تند نفس کشید و تنها از این راه دور میخواست همسرش را به آغوش بگیرد و سری را روی سینش بگذارد تا آن ضربات قلب بلندش را به معنی عشق خودش بفهماند ...
هاری نرم اشک اش را پاک کرد سپس لبشرا تر کرد
هاری : این قلب های خستهست
اون سوک نرم موهایش را نوازش کرد
یونگی به از کلی سکوت گفت
یونگی : منم همین طور .... صدا بم حاصل از ناراحتی به گوش خورد
تهیونگ: یکی رو بهم نشون بده رو این فرش که قلبش بیماری نداشته باشه
جیمین : همه زندگی خودشون رو به گند کشیدن
جونگکوک: نه همه بلکه خوشبختی خود ادماست
اون سوک : داداش درست میگی ... نفس عمیقی کشید بلافاصله صدا ذوق یوری به گوش خورد
یوری : شروع کنیم ؟
سپس تند بدتری را چرخاند بلافاصله سرش سمت یونگی و سمت دیگرش روی یوری ... یوری تند خندید سپس با لبخند گفت
یوری : نوبت من شد
غلت املایی بود معذرت
- ۱۶.۳k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط