دیر و زود داره اما سوخت و سوز هرگز

این تصویر را شاید بسیاری از اعضای کانال دیده باشند و شاید هم کسانی که ماننذ ما عمری ازبر آنها گذشته یادشان بیاید که ماجرا از چه قرار است. ۳۱ سال پیش در ماجرای قیام شیعیان عراق به دستور صدام معدوم، داماد حسین کامل مامور می‌شود تا قیام مردم شهر کربلا را سرکوب کرده و هرکسی در بارگاه سید شهدا (ع) حضور دارد را قتل عام کنند. این جای یک گلوله تانک گارد ریاست جمهوری صدام است که آن روزها سر و صدای بسیاری کرد و تا مدت‌ها در تلویزیون نشان داده می‌شد. مادرم که این تصاویر را می‌دید همواره برایش سوال بود که چگونه است صدام با حمله به حرم اهل بیت (س) بلایی سرش نمی‌آید... آن روزها با وجود سن و سال کم به مادرم گفتم که صبر کن خواهیم دید و همه دیدند چه بلایی بر سر صدام و فرزندان و دامادهایش آمد.

حالا جریان رژیم حاکم بر باکو و حکومت ضدخدایی الهام علیف است که در سرکوب عزاداران حسینی روی صدام و وهابی‌ها را سفید کرده است. این یک تجربه تاریخی است که هرکس با اهل بیت (س) در افتاد ریشه‌اش بر باد برود و دودمانش نابود گردد؛ او منتظر انتقام باشد و خواهیم دید چگونه چون یزید و ابن زیاد، متوکل و صدام نابود می‌شود....

@syriankhabar
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش دوم)

معنی وحدت سکوت نیست.با سکوت کردن چطوری مردم بفهمند کی وطن فر...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

اینجا چقدر آسمان نزدیک است...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط