{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ ‌

‌ ‌
مادرم ميگفت..
شنيدم پسر همسايه خيلى مومن است
نمازش ترك نمى شود!
زيارت عاشورا می‌خواند!
روزه می‌گیرد!
مسجد ميرود!

خيلى پسر با خداييست!

لحظه اى دلم گرفت..
در دلم فرياد زدم:
باور كنيد من هم ايمان دارم!

دستهاى پينه بسته پدرم را.. دستهاى خدا می‌بینم!

زيارت عاشورا نمى خوانم..
ولى گريه يتيمى در دلم عاشورا به پا ميكند!

به صندوق صدقه پول نمى اندازم..
ولى هرروز از آن دخترك فال فروش، فالى را ميخرم كه هيچ وقت نميخوانم!

مسجد من.. خانه مادر بزرگ پير و تنهايم است، كه با ديدن من كلى دلش شاد ميشود!

براى من.. تولد هر نوزادى تولد خداست
و هربوسه اى.. تجلى او!

مادرم..
خداى من و خداى همسايه يكيست
فقط من جور ديگرى او را ميشناسم و به او ايمان دارم؛

خداى من.. دوست انسانهاست
نه پادشاه آنها..!

#فريدون_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

مادرم میگفت..شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمی شود...

مادرم میگفت: شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمی شود...

مادرم میگفت..شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمی شود...

مادرم میگفت..شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمی شود...

🔖 مادرم میگفت..شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمی ...

مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شو...

فریدون فرخزاد. بسیار زیبا گفت!مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خ...

مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن استنمازش ترک نمیشودزی...

مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است، نمازش ترک نمیشود...

بخووون.مادرم می گفت؛شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است؛نمازش ترک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط