{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌رقصید رها، بی وزن و بی آواز

می‌رقصید رها، بی وزن و بی آواز
مثال تکه‌ای از ابر به دوش باد
و میزد در نگاهش غصه ای فریاد.
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

و کاش وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت می‌رسد،از یاد نبری شانه‌ای ...

👇👇👇دلنوشته خودم«گاهی سکوت، بلندترین فریادِ آدم است. همین.»«ن...

‏🐥[۲۳:۵۱ ~ ۲۳:۵۳ به وقت ژاپن]‏ㅋㅋㅋㅋممنونتمرین کردموقتی داشتم ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط