{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر شبایی که تو حیاط می‌خوابیدیم

یادش بخیر شبایی که تو حیاط می‌خوابیدیم
رختخوابارو که می‌آوردیم پهن می‌کردیم صبر میکردیم
تا رختخوابا تو هوای آزاد حسابی خنک بشن
چقدر خوب بود خوابیدن روی اون رختخوابای خنک...
شبا ستاره‌ها رو نگا می‌کردیم و
هر کی برای خودش یه ستاره انتخاب می‌کرد،
یادش بخیر صبح وقتی آفتاب میزد و میفتاد رو صورتمون کلافه میشدیم و
بالشتو برمیداشتیم و میرفتیم تو هال و به خوابمون ادامه می‌دادیم و
ظهر که از خواب بیدار می‌شدیم میرفتیم و
رختخوابارو که حسابی داغ شده بودن جم می‌کردیم...
چقدر قدیما همه چی خوب بود...
یادش بخیر...🌿💚
#جذاب
دیدگاه ها (۱۱)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

سم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 31 ""ویو جئون آنجلینا"ب...

قدیما چه خوب بود.... چقدر قشنگ بود همه چیچقدر زندگی می‌کردیم...

یادش بخیر قدیما که میرفتیم خونه مامان بزرگهمه کنار هم می‌خوا...

ىادش بخىر حداقل قدىما مى شد تو بارون گرىه کردىادش بخىر ى زما...

اون قدیما از گوشی و تبلت خبری نبود ما بچه هام توی مهمونیا تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط