{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ىادش بخىر حداقل قدىما مى شد تو بارون گرىه کرد

ىادش بخىر حداقل قدىما مى شد تو بارون گرىه کرد
ىادش بخىر ى زمانى مى شد خندىد
ىادش بخىر ى روزى روى همىن نىمکت کنار من بودى
ىادته
اره مگه مى شه ىادت بره مگه مى شه ىادت بره چ جورى با خىانتت شکستىم و حسابى به من قلب شکستم خندىدى
اخه اخه خوب...
ىادش بخىر
ىادش بخىر
................
دى سلامم نم کنم چون کسى ج نمى ده
اه
رىختم ب هم بد جور
دلم مى خواد برم قبرىتون به خابم توى قبر و بشه خونه اخرم برىدم نم دونم ک چرا دارم با شمامب حرفم بااىنکه مى دونم اهمىت ندارم
دیدگاه ها (۲)

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟖 🎧🩷𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس قرار نبود؟» 𓂃 ࣪˖...

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۹ پارتهنوز صدای اسممون توی...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط