یک سینه سخـــن به درگهــت آوردم

یک سینه سخـــن به درگهــت آوردم

چشمان سخن گوی تو خاموشم کرد

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲۶)

شوق چشمان تو از دو جهان آزادم کرد...🦋🦋#جانانم💑💖#saharshehim💖

🌼آغاز سخن يـــــاد خدا بايد کرد🍁خود را بہ اميد او رها بايد ک...

گره عشق در این سینه عَلَم خواهد بود مردِ این قصه چو شمشیر...

𝓗𝓔𝓡𝓜𝓐𝓝 𝓑𝓞𝓡𝓝 𝓕𝓡𝓞𝓜 𝓑𝓛𝓞𝓞𝓓 💎 *_کریستال چهارم:_* نجات دهنده🩸تعداد...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

.شبی در شرشر باران تو را بیدار خواهم کرد و با زیباترین رویای...

پرسیدی چگونه دوستت دارم؟گفتم کبوتری عاشقم،که برخورد گلوله ای...

خداوندا، تو می‌دانی چه سخت است آدمی بودن، میانِ این‌همه اندو...

𓆩 پارت ۶۱ 𓆪 🖤جیمین به سمت ورودی رفت و با دیدن مرد، پوزخند زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط