وقتی پدرتن و تو به مدت سه روز از مدرسه اخراج شدی
وقتی پدرتن و تو به مدت سه روز از مدرسه اخراج شدی
چان )
با تأسف بهت نگاه میکنه
_ یعنی من اینقدر سعی کردم از تو آدم بسازم...آخرم آدم نشدی..خدایا این انصاف نیست نه از خواهر شانس آوردم نه هم گروهی نه بچههه
(لینو )
_ فقط سه روز ؟..پوفف..باید یکم روت کار کنم دفعه ی بعد کامل اخراج بشی..دیگه خسته شدم از بس برای جلسه ها اومدم مدرسه
(چانگبین)
_خوبه..این سه روز وقت داری برای امتحانات بخونی
+ ولی بابااا
_ حرف نباشه برو دفترت رو بیار و چند تا مثلث برام اثبات کن زود
(هیون جین)
_ هیچ عیبی نداره..حداقل میتونیم از این سه روز نهایت استفاده رو بکنیم..شهربازی و دیدن فیلم های مثبت به بالا با پدرت..اصلا عالیه
(جیسونگ )
با اخم بهت نگاه میکنه
_ چرا اخراج شدی ؟
+ نمراتم خیلی پایین بود و با یکی از معلما دعوام شد
نفس عمیقی کشید و سعی کرد به زور یک لبخند گرم روی لباش بسازه
_ خب..مشکلی نیست..فقط باید سعی کنی بعدا جبران کنی فهمیدی ؟
(یک پدر واقعی 😔)
(فلیکس )
نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت..
از اینکه سه روز باهم میتونین وقت بگذرونید خوشحاله و از طرفی از اینکه اخراج شدی ناراحته..البته که الان سوار ترن هوایی هستید ولی خب بازم پدر بودن سخته😔
(سونگمین)
_ اخراج شدی ؟
+ هوم..
_ به مدت ؟
+ سه روز
_ خب مهم نیست
(جونگین)
این بچه از اونجایی که اولین باره توی همچین موقعیتی قرار گرفته ، زنگ میزنه به عموی بزرگت عمو گرگی و از اون بنده خدا مشاوره میگیره😔
.
.
.
.
وقتی داریم با اعضا سوجو میخورید و یه نفر مست میاد و دستت رو میگیره و میگه تو زن منی
(چان )
دست مرده رو از دستت میکشه کنار و با یک حالت خشمناک به چشم های مرده زل میزنم
_ تنهاش بزار..نمیخوام جلوی این همه آدم زیرم کتک بخوری
(لینو )
پوزخند میزنه و با گرفتن موهای مرده از پشت ، اون رو ازت دور میکنه
_ حواست باشه بچه سال ، تو قدرتی در مقابل من نداری...پس گمشو تا پاره ات نکردم
(چانگبین)
میدونستی اگر به جون یارو بیوفته قشنگ با ابهتی که داره میزنه فک مک یارو رو پایین میکشه پس خودت سریع از اون پسر دور شدی و به چانگبین چسبیدی تا خود پسره بفهمه و حتی در اوج مستی با دیدن هیکل چانگبین پا به فرار بزاره
(هیونجین)
_ چی گفتی؟...نه نه دوباره تکرار کن چی گفتی؟
(در حال کشتن مرده)
(هان )
اخم میکنه و دست مرده رو از روی دستت کنار میکشه
_ از اینجا برو..
÷ و اگر نرم ؟
_ میمیری
(فلیکس )
(دیگه چه انتظاری داری..کلی مدال تکواندو میزنه طرفو از ۶۳ جهت مختلف میک..چیز کتک میزنه)
(سونگمین )
_ خب پس بی زحمت ببرش
(جونگین)
اولش فقط به مرده یا لبخند میگه ولت کنه چون میبینه مرده مسته و دست خودش نیست ولی وقتی دید داره زیاده روی میکنه با هیونگاش یک پدری از بنده خدا در میاره که نفهمه از کدوم سمت خورده
چان )
با تأسف بهت نگاه میکنه
_ یعنی من اینقدر سعی کردم از تو آدم بسازم...آخرم آدم نشدی..خدایا این انصاف نیست نه از خواهر شانس آوردم نه هم گروهی نه بچههه
(لینو )
_ فقط سه روز ؟..پوفف..باید یکم روت کار کنم دفعه ی بعد کامل اخراج بشی..دیگه خسته شدم از بس برای جلسه ها اومدم مدرسه
(چانگبین)
_خوبه..این سه روز وقت داری برای امتحانات بخونی
+ ولی بابااا
_ حرف نباشه برو دفترت رو بیار و چند تا مثلث برام اثبات کن زود
(هیون جین)
_ هیچ عیبی نداره..حداقل میتونیم از این سه روز نهایت استفاده رو بکنیم..شهربازی و دیدن فیلم های مثبت به بالا با پدرت..اصلا عالیه
(جیسونگ )
با اخم بهت نگاه میکنه
_ چرا اخراج شدی ؟
+ نمراتم خیلی پایین بود و با یکی از معلما دعوام شد
نفس عمیقی کشید و سعی کرد به زور یک لبخند گرم روی لباش بسازه
_ خب..مشکلی نیست..فقط باید سعی کنی بعدا جبران کنی فهمیدی ؟
(یک پدر واقعی 😔)
(فلیکس )
نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت..
از اینکه سه روز باهم میتونین وقت بگذرونید خوشحاله و از طرفی از اینکه اخراج شدی ناراحته..البته که الان سوار ترن هوایی هستید ولی خب بازم پدر بودن سخته😔
(سونگمین)
_ اخراج شدی ؟
+ هوم..
_ به مدت ؟
+ سه روز
_ خب مهم نیست
(جونگین)
این بچه از اونجایی که اولین باره توی همچین موقعیتی قرار گرفته ، زنگ میزنه به عموی بزرگت عمو گرگی و از اون بنده خدا مشاوره میگیره😔
.
.
.
.
وقتی داریم با اعضا سوجو میخورید و یه نفر مست میاد و دستت رو میگیره و میگه تو زن منی
(چان )
دست مرده رو از دستت میکشه کنار و با یک حالت خشمناک به چشم های مرده زل میزنم
_ تنهاش بزار..نمیخوام جلوی این همه آدم زیرم کتک بخوری
(لینو )
پوزخند میزنه و با گرفتن موهای مرده از پشت ، اون رو ازت دور میکنه
_ حواست باشه بچه سال ، تو قدرتی در مقابل من نداری...پس گمشو تا پاره ات نکردم
(چانگبین)
میدونستی اگر به جون یارو بیوفته قشنگ با ابهتی که داره میزنه فک مک یارو رو پایین میکشه پس خودت سریع از اون پسر دور شدی و به چانگبین چسبیدی تا خود پسره بفهمه و حتی در اوج مستی با دیدن هیکل چانگبین پا به فرار بزاره
(هیونجین)
_ چی گفتی؟...نه نه دوباره تکرار کن چی گفتی؟
(در حال کشتن مرده)
(هان )
اخم میکنه و دست مرده رو از روی دستت کنار میکشه
_ از اینجا برو..
÷ و اگر نرم ؟
_ میمیری
(فلیکس )
(دیگه چه انتظاری داری..کلی مدال تکواندو میزنه طرفو از ۶۳ جهت مختلف میک..چیز کتک میزنه)
(سونگمین )
_ خب پس بی زحمت ببرش
(جونگین)
اولش فقط به مرده یا لبخند میگه ولت کنه چون میبینه مرده مسته و دست خودش نیست ولی وقتی دید داره زیاده روی میکنه با هیونگاش یک پدری از بنده خدا در میاره که نفهمه از کدوم سمت خورده
- ۱۰۱.۱k
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط