دل سپردگی های من

دل سپردگی های من
طعم چشمان تو بود
من قافیه به قافیه گفتم از چشمانی که
خاطراتش را خوانده بودم
و تولبخند دُر دانه اَت را بر آن پاشیدی ...
دستانت را به قلبم نزدیک شد
گرمایش را بر روی پوسته‌ی تن عشق نوشتم
و تو شدی دیوان عاشقی های من
هر شب به چشمانت تفالی می‌زنم
و تو مژده می‌دهی که می‌آیی
و من ورق به ورق
فال چشمانت را می‌خوانم
هنوز هم ماندنی ترین نگاه عاشقانه ای


#خاص #زیبا #جذاب #قشنگ #بینظیر #شیک #هنری
دیدگاه ها (۱۴)

دل سپردگی های من طعم چشمان تو بود

می شود کمی حواست را جمع کنی؟جمع کنی به همین چیز های معمولی. ...

امشب یلداست. شبی که پاییز، درهر ثانیه از تو رد می شود و می گ...

نشمین ریاضی شاعر بوشهری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط