دل سپردگی های من طعم چشمان تو بود

دل سپردگی های من
طعم چشمان تو بود
من قافيه به قافيه گفتم از چشمانی كه
خاطراتش را خوانده بودم
و تولبخند دُر دانه اَت را بر آن پاشيدی ...
دستانت را به قلبم نزدیک شد
گرمايش را بر روی پوسته‌ی تن عشق نوشتم
و تو شدی ديوان عاشقی های من
هر شب به چشمانت تفالی می‌زنم
و تو مژده می‌دهی كه می‌آيی
و من ورق به ورق
فال چشمانت را می‌خوانم
هنوز هم ماندنی ترين نگاه عاشقانه ای
#خاص
دیدگاه ها (۲)

ای که می خواهم تو را از هر نگاری بیشتربی قرار اَت می شوم در ...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

عاشقانه های شبنم

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

دل سپردگی های منطعم چشمان تو بودمن قافیه به قافیه گفتم از چش...

خیابان خاکستریایستاده کنار تودلتنگ، دل‌گیر...باردار ثانیه‌ها...

안녕;

در خانه ی چشمانت، خوش جلوه گری پیدازان جلوه نهادی تو، در خان...

می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟صبح زیبای مرا با غزل آغاز ک...

می شود کمی حواست را جمع کنی؟جمع کنی به همین چیز های معمولی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط