{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مفتی شـهر از تو بیدارتــریم

ای مفتی شـهر از تو بیدارتــریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان نوشی ما خون رزان
انصاف بـده کــدام خونـخـوارتریم
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
که آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامی است که عالم همه زان می جوشند
یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت
معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدحی شراب نوشید و از آن
سرمست شد این جهان هستی را ساخت
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست...
دیدگاه ها (۲)

♨️ مستی بدون شراب‼️⚠️ در آخرالزمان گروهی به خاطر ثروت و امکا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

گویند که دوزخی بود ، عاشق و مست گویند که دوزخی بود ، عاشق و ...

گویند که دوزخی بود عاشق و مستقولی است خلاف، دل بر آن نتوان ب...

گویند که دوزخی بود عاشق و مست گویند کسان بهشت با حور خوش است...

گویند که دوزخی بود عاشق و مست گویند کسان بهشت با حور خوش اس...

گویند که دوزخی بود عاشق و مست گویند کسان بهشت با حور خوش اس...

گویند که دوزخی بود عاشق و مست گویند کسان بهشت با حور خوش اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط