{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند که دوزخی بود عاشق و مست

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
که آواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامی است که عالم همه زان مینوشند
یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها مینوشند
دیدگاه ها (۱)

تا امروز از تو نوشتم امشب از عشقت انصراف میدهم ! سخت است د...

‫آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز، "دلم" بند کفش هایش را ن...

دوباره تنها نشستم عكس تو باز توي دستم باز شدم خيره به چشمات ...

بـه سَلامَتیِ اون دُختَرایی که وَقتی باهات میان بیرون خودِشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط