*به مناسبت سالروز عملیات کربلای چهارو با یاد شهدای غواص د

*به مناسبت سالروز عملیات کربلای چهارو با یاد شهدای غواص دست بسته و....

لالائی مادرشهید غواص :

بهم گفتن گلتُ را آب برده، کسی از جایِ اون خبر نداره
دیگه باید بشینی تا یه روزی، که دریا پرپرش رو پس بیاره

حالا میگن تورو با دسته بسته، تورو زنده زنده خاک کردن
نمیدونی که مادر چی کشیدم، منو با این خبر هلاک کردن


اگه دست تو رو نبسته بودن، می تونستی با یه لشگر بجنگی
تو بچه شیر این خاکی نترسی، تو می تونی که بی سنگر بجنگی

بگو تا داغِ تازم تازه تر شه، بهت لحظه آخر آب دادن؟
آخه مادر برایِ تو بمیره، که اینجوری تو رو عذاب دادن

برا عکسات رو پام لالایی خوندم، شبای بی کسی و بی قراری
کی جرأت کرده دستاتُ ببنده؟ بمیرم تو مگه مادر نداری؟

بهم برخورده مادر، بغض دارم، قسم خوردم دیگه دریا نمیرم
قسم خوردم گلم مثلِ خودِ تو، منم با دستایِ بسته بمیرم


پُره حرفم پُره دردم عزیزم، ولی آغوش من امنِ هنوزم
بذار دستاتُ وا کنم عزیزم، تو آغوشِ تو راحت تر بسوزم

صلوات
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی درخواستی

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

جادویی به نام عشق

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

اورلورا

تک پارتی سینا ساعی وقتی

Part ³⁴ویو لیلی همینجوری تو چشاش زل زده بودم یلحظه چشمام جلو...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

قلب من این تاریخ و یادته : ۱۳۹۹/۸/۱معلومه که یادته چون که هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط