{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 53

*با صدای گرینچی گفتم *

امیلی : میدونم میخوای فریبم بدی و بچه سقط کنی ! ... دیگه گولت رو نمیخورم

*میدونستم نباید به خودم فشار میارم اما نمیتونستم زیر بار حرفش برم ، مچ دستم رو از دستش بیرون کشیدم و با خنجر بهش حمله کردم ، خراشی روی گونه ش افتاد ، گرچه عمیق نبود اما باورم نمیشد که تونستم همچین کاری کنم ، با شوک بهم نگاه کرد *

عزرائیل: ت...تو...

امیلی : چیه فکر نمیکردی قصد جونت رو داشته باشم ؟

عزرائیل: میدونی که من نفرین شدم و نمیمیرم ...

امیلی : اما با هر خراشی که ببینی از درون خورد میشی

*دوباره بهش حمله کردم و تمام مدت فقط جاخالی میداد *

عزرائیل: امیلی کافیه به بچه مون فکر کن ! مجبورم نکن کاری کنم که بعداً پشیمون بشی !

امیلی : اون بچه ی تو نیست !!!

*یهو قدرتش رو به سمتم پرتاب کرد و برای لحظه ای فکر کردم به من بر میخوره اما دقیقا از کنار گوشم گذشت و به لوسی برخورد ، با شوک بهش نگاه کردم و با سرعت سمت لوسی رفتم که به زمین برخورده بود *

امیلی : لوسی !

عزرائیل: فکر کردی بهت آسیب میزنم ؟ ... احمق اونقدر بقیه رو زجر میدم که تسلیم بشی و همراهم برگردی

*لوسی سخت نفس میکشید و قفسه سینش زخمی شده بود ، اشک تو چشمام حلقه زد *

امیلی : متاسفم متاسفم ...

*به سختی از جاش بلند شد و لبخند ضعیفی زد *

لوسیفر : من حالم خوبه ... نگران من نباش بدتر از اینم سرم او....

*قبل از اینکه حرفش رو تموم کنه افتاد تو بغلم ، خشکم زده بود *

امیلی : لوسیییییی !!!

*چارلی با دیدن این صحنه دوید سمتم *

چارلی : پدر !

*درحالی که گریه میکردم از جام بلند شدم و با صدای گرینچی گفتم*

امیلی : تو حق نداری به دوستام صدمه بزنی !

*گرد بادی اطرافم رو گرفت و همه با تعجب بهم نگاه میکردن ، قدرتم رو کامل فعال کردم ، شاخ درآورده بودم و بال هام شیش تا شده بود ، دستام تا آرنج سیاه شده بود ، همه با چشم های گشاد بهم نگاه میکردن ، اون لحظه تنها چیزی که تو سرم بود نابود کردن بهشت بود ... همونطور که منو نابود کرد *
دیدگاه ها (۲)

پارت 186

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

دلم میخواد بهش تکست بدم بگم :'شاید فکر کنی من فراموشت کردم و...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

پارت ۱۰

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

شاهزاده دوست داشتنی من

فیک تهیونگ

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_85تنها چیزی که عوض نشده بود ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط