{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی آنقدر در روز مرگی غرق می شویم که فراموش می کنیم

گاهی آنقدر در روز مرگی غرق می شویم که فراموش می کنیم
ساده ترین داشته های ما شاید آرزوی فرد دیگری باشد
ما از امر ونهی پدر کلافه هستیم و
دیگری در آرزوی شنیدن صدای پدرش
ما از باب میل نبودن غذا به جان مادرمان غر می زنیم و
دیگری در حسرت صدا کردن نامش وشنیدن جوابش
از گرما می نالیم
از سرما فرار میکنیم
در جمع ازشلوغی کلافه می شویم .
ودر خلوت از تنهایی بغض می کنیم .
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و
آخر هفته هم بی حوصلگی مان را گردن غروب جمعه می اندازیم .
شاید بهتر باشد گاهی فکر کنیم همه زندگی مان معجزه است .
همین که میخوابیم ،  بیدار می شویم نفس میکشیم ،
همین که خورشید طلوع میکند ؛ مهتاب میتابد ،
باران بی منت می بارد
 
تمام اینها بهانه ی ساده ای است برای یک لبخند .:)
دیدگاه ها (۱)

چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنندکوه ...

خدایا  خسته  ای در غم اسیرمبه نزدت بنده ای زار و حقیرم تو را...

ایستادن ، اجبار کوه بود ؛رفتن ، سرنوشت آب ؛افتادن ، تقدیر بر...

گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سر سن...

#تلنگرگاهی فکر می‌کنیم امام زمان(عج) از ما دور است...اما شای...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

پروانه جان

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط