وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کر
وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت یاد کتاب زن زیادی افتادم. جلال آل احمد. دقیقا یاد این جمله
"آدم تخم مول خودش رو نمیذاره تو طبق، دور شهر بگردونه! فهميدی؟"
چیزی که دست نتانیاهو بود سند حرامزادگی قومی بی وطن بود. شاید اگر جلال این صحنه را می دید می گفت آدم سند حرامزادگی اش را دست نمی گیرد و با خودش نمی برد سازمان ملل. یاد روز انفجار پیجرها افتادم. دوستم گفت بچه هایمان را دارند توی خانه هایشان می کشند. می دانستم توی خانه یعنی غیر نظامی. بچه. زن. خانواده. سر میز غذا. گفت حزب الله پیجرها را فراموش نمی کند. این یکی را درست گفتی ما سند جنایت و وحشیگری تو را فراموش نخواهیم کرد. پیجر که جای خود ما کربلا را هم فراموش نکردیم ما هزار و چهارصد سال است که برای حسین گریه می کنیم. نه حسین را فراموش کردیم و نه پیجرها را. یاد مجلس یزید افتادم وقتی برای اسرای کربلا شعر پیروزی می خواند. درست گفتی. ما پیجرها را فراموش نمی کنیم. پیجرها یکی از حسابهایی است که باید آن را با تو تسویه کنیم. پهپادهای مقاومت؟ همان که تا دستشویی دنبال سربازهایت می رفت و دقیقا روی چاله مستراح در نشیمنگاهشان منفجر میشد؟ نه! حتی آن هم هنوز تسویه پیجرها نیست. این یکی را راست گفتی. ما قصه پیجرها را فراموش نمی کنیم. همانطور که کربلا را فراموش نکردیم و حالا این پرچم حسین است که بالاست
اما از دیشب به این فکر می کردم که کار جهان به کجا کشیده است که جنایتکار جنگی سند حرامزادگی اش را در سازمان ملل روی دست می گیرد. باز یاد زن زیادی افتادم
" آدم تخم مول خودش رو نمیذاره تو طبق، دور شهر بگردونه !فهميدی؟ "
"آدم تخم مول خودش رو نمیذاره تو طبق، دور شهر بگردونه! فهميدی؟"
چیزی که دست نتانیاهو بود سند حرامزادگی قومی بی وطن بود. شاید اگر جلال این صحنه را می دید می گفت آدم سند حرامزادگی اش را دست نمی گیرد و با خودش نمی برد سازمان ملل. یاد روز انفجار پیجرها افتادم. دوستم گفت بچه هایمان را دارند توی خانه هایشان می کشند. می دانستم توی خانه یعنی غیر نظامی. بچه. زن. خانواده. سر میز غذا. گفت حزب الله پیجرها را فراموش نمی کند. این یکی را درست گفتی ما سند جنایت و وحشیگری تو را فراموش نخواهیم کرد. پیجر که جای خود ما کربلا را هم فراموش نکردیم ما هزار و چهارصد سال است که برای حسین گریه می کنیم. نه حسین را فراموش کردیم و نه پیجرها را. یاد مجلس یزید افتادم وقتی برای اسرای کربلا شعر پیروزی می خواند. درست گفتی. ما پیجرها را فراموش نمی کنیم. پیجرها یکی از حسابهایی است که باید آن را با تو تسویه کنیم. پهپادهای مقاومت؟ همان که تا دستشویی دنبال سربازهایت می رفت و دقیقا روی چاله مستراح در نشیمنگاهشان منفجر میشد؟ نه! حتی آن هم هنوز تسویه پیجرها نیست. این یکی را راست گفتی. ما قصه پیجرها را فراموش نمی کنیم. همانطور که کربلا را فراموش نکردیم و حالا این پرچم حسین است که بالاست
اما از دیشب به این فکر می کردم که کار جهان به کجا کشیده است که جنایتکار جنگی سند حرامزادگی اش را در سازمان ملل روی دست می گیرد. باز یاد زن زیادی افتادم
" آدم تخم مول خودش رو نمیذاره تو طبق، دور شهر بگردونه !فهميدی؟ "
- ۸.۹k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط