این جمعه هم غروب شد نیامد.........
این جمعه هم غروب شد نیامد.........
دیگر خسته شدم از غروب جمعه ........خسته ام از دو رویی هایمان........خسته ام از بی معرفتی هایمان.......خسته ام از اقا اقا گفتن های بی اساسمان........
آقای من بس است دیگر ب چشمان خون آلود عمویت عباس........ ب آبله های پای عمه 3ساله ات رقیه...... ب فرق شکافته ی مولای متقیان علی.......... و به پهلوی شکافته ی مادرت بیا.......................
دیگر خسته شدم از غروب جمعه ........خسته ام از دو رویی هایمان........خسته ام از بی معرفتی هایمان.......خسته ام از اقا اقا گفتن های بی اساسمان........
آقای من بس است دیگر ب چشمان خون آلود عمویت عباس........ ب آبله های پای عمه 3ساله ات رقیه...... ب فرق شکافته ی مولای متقیان علی.......... و به پهلوی شکافته ی مادرت بیا.......................
- ۷۳۱
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط