{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم

رفتم
نخواست که بمونم
صدایم نکرد
نگفت : نرو، برگرد !
و من رفتم !
رفتم به سوی تنهایی
و انتظار شنیدن صدای او
که بگوید دوستت دارم برگرد . . .
.
دیدگاه ها (۱)

گاهی یک نگاهمی‌تواند هزار جمله باشد.یک نگاهکه بگوید «دوستت د...

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊گاهی یک نگاهمی‌تواند هزار جمله باشد....

به همین سادگی بهش بگو ده از ده دوست دارمتهشت تا برای تو و ی...

مهمونی پارت ۵۰

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

رمان تاجی از سوءتفاهم

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

رمان عشق ممنوع

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط